این مطلب توسط دوست عزیزم علی قلی زاده در وبلاگ بجنورد نیوز نوشته شده است در ضمن در سایت یاری نیوز خراسان شمالی نیز درج گردیده است.
در 19 مرداد 1383 تقسیم خراسان به 3 استان جنوبی، رضوی و شمالی،شوقی چندان در مردم 2 استان خراسان های جنوبی و شمالی ایجاد کرد.
شاید در ابتدا کسی از شهروندان استان خراسان شمالی فکر نمی کرد بعد از گذشت 4 سال چنان بی عدالتی در تقسیم اعتبارات و عدم اختصاص اعتبارات لازم صورت گیرد که بالاترین مقام ارشد استان بگوید خراسان شمالی از لحاظ توسعه ۳۰ سال از استان همپای خود در تاسیس به رقم دو برابر بودن جمعیت وحاصلخیزی عقب مانده است.
"استاندار خراسان شمالی در مراسم تودیع مدیر کل نوسازی و تجهیز مدارس خراسان شمالی وقتی با کارنامه نسبتا پربار وی مواجه شد شاید کمی خجالت کشید که گفت: عمر کوتاه استانداران در خراسان شمالی موجب شده است در ثبات مدیریتی در دستگاه های اجرایی بیشتر باشد.
او اولین استانداری بود که خود با گفتن این مسئله اعتراضش را چون منتقدان دولت بیان کرد.
بعد از "محسن نریمان" که در مرداد 1383 به عنوان نخستین استاندار خراسان شمالی تعیین شد و "بهروز همتی" ، "مروج الشریعه" را هم استاندار سوم خراسان شمالی در نظر بگیریم ؛ محمد حسین جهانبخش استاندار چهارم خراسان شمالی تلقی می شود.
اگر چه جناب جهانبخش احتمالا با احتساب سرپرست استانداری در این مراسم تعداد استانداران این استان تازه تاسیس را 5 نفر دانست .
با این حساب با گذشت 3 سال و چند ماه می توان حساب کرد که تا کنون برای هر 8 ماه در این استان یک استاندار وجود داشته است.
مهندس محسن نریمان با آن همه سابقه اجرایی و نمایندگی در مجلس آخرین استانداری بود که در اسفند 84 از سوی دولت نهم برکنار شد.
تا آن زمان کلیه کارهای استانداری معلق بود و فضای اجرایی استان معطل مانده بود.
با روی کار آمدن فردی به نام "بهروز همتی" انتظار می رفت استان تازه تاسیس خراسان شمالی که تنها تا ایجاد دولت نهم مسیر راه اندازی را طی می کرد آمورش را از سر بگیرد.
همتی چند ماهی را به آنچه که خود آن را مطالعه عنوان می کرد پرداخت تا به گفته خودش فارغ از باند بازی و کارهای سیاسی نیروهای اجرایی را بر سر پست های حساس بگمارد.
در این مدت فردی که اکنون ادعا می شود فاقد دکترا می باشد بدون حتی یک روز سابقه استخدامی معاون توسعه و برنامه ریزی استان شد.
البته مشابه این فرد بودند افرادی که ادعا می شد دارای مدارک و سوابقی باشند و در مشاغل حساس و مدیریتی استان به کار گمارده شدند ولی به خاطر نداشتن مدارک معتبر در روند استخدامی از کارهای دولتی کنار زده شدند.
همتی آنقدر در کارهای اجرایی ناتوان بود که بعد از ارائه گزارش سفر هیات دولت به استان و ضعف در مدیریت به کنار رفت.
اگر چه دولت به او احترام گذاشته بود که خود با استعفا کنار برود ولی ادعای توخالی کنارگیری برای کاندیداتوری در مجلس و عدم شرکتش حتی در نام نویسی انتخابات رفتنش را با ناکامی گره زد.
استعفای همتی یک عقب نشینی بزرگ برای مدیریت پر ادعای دولت نهم برای توجه ویژه اش به مناطق محروم بود.
استعفای او درست در زمانی روی گرفت که استان یک سال وقت داشت وعده وعید های دولت را برای محرومیت زدایی تحقق بخشد تا سفر دوم رئیس جمهور به خراسان شمالی با اقبال مردم خراسان شمالی مواجه شود.
این حرکت توجیه ناپذیر که مشکلات و صدمات جبران ناپذیری بر پیکره تازه تاسیس خراسان شمالی زد وقتی بیشتر ملموس شد که تعیین جایگزین همتی با مشکلات زیادی همراه شد.
بعد از او معاون امنیتی و سیاسی استان به عنوان سرپرست استانداری نقش سومین استاندار را ایفا کرد.
عدم وجود اختیارات لازم در این فرد برای مدیریت و راهبری استان بیشتر وقتی احساس شد که انتخاب استاندار تا نیمه دوم شهریور 86 ادامه پیدا کرد.
ولی درست بعد از 15 روز از پخش خبر تلویزیون در 20 شهریور مروج الشریعه استاندار سوم خراسان شمالی از سمت خود استعفا داد و موجب شد تا انتخاب "محمد حسین جهانبخش" خراسان شمالی 100 روز بی استاندار بماند .
این بار وزارت کشور به خوبی فهمیده بود انتخاب همتی در اسفند 84 به عنوان آخرین استاندار تعویضی دولت نهم تصادفی نبود و اختلافات نیروهای سیاسی و نبود مهره های محلی در خراسان شمالی خیلی عمیق است.
برخی این مشکل را در اقبال مردم خراسان شمالی از کاندیداتوری احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری به خصوص در مرحله اول می دانند که او بین 7 کاندیدا پنجمین نفر در کسب آرا شد و متاسفانه نگاه ناعادلانه دولت نهم به خراسان شمالی موجب شده است این فرضیه واقعی جلوه کند.
عزل و نصب های فراوان دولت نهم و حتی در سطح استانداران، عدم توجه به نیروهای متخصص و کارآمد دولت های گذشته، به انزوا راندن مدیران اجرایی بومی ، عدم توجه به محرومیت زدایی از چهره محروم و عقب مانده خراسان شمالی به گونه ای است که بعد از انتقادات فراوان نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر استاندار خراسان شمالی ، رسمی ترین مقام ارشد دولت نهم نیز ناخواسته به این امر اشاره کند و بگوید: خراسان شمالی از لحاظ توسعه ۳۰ سال از استان همپای خود در تاسیس به رقم دو برابر بودن جمعیت وحاصلخیزی عقب مانده است.
باید از مقامات مسئول در دولت نهم پرسید چرا و برای چه این همه بی عدالتی در خصوص این استان محروم صورت گرفته است که این استان از استان هم پای خود در عرض 4 سال 30 سال عقب بماند؟
چرا در بدنه مدیریتی استانداری افرادی خدمت کنند که بعد از چند سال متوجه شوند که آنها فاقد مدارکی که ادعا میکنند هستند و بدون هیچ پاسخگویی به کار عادی خود برگردند؟
چرا استانداری بیاید و بعد از این همه هزینه به بهانه شرکت در انتخابات استعفا دهد و بعد معلوم شود؛ وی حتی برای شرکت در انتخابات نام نویسی هم نکرده است؟
نگارنده نه به انتقاد از این دولت و در حمایت از دیگر جریان ها که معتقد است؛ اگر این دولت دوباره رای بیاورد به همین روند ادامه داده و کاری برای توسعه این استان نخواهد داشت و اگر دولت دیگر نیز بیاید آن هم فرصتی از نو برای برکناری و انتصاب مدیران آغاز می کند.
تنها راه چاره برای خلاصی از عقب ماندگی های استان درخواست از مرجعی بالاتر از دولت برای داشتن نگاه ویژه ای به استان است و اگر قرار است مدیریت کشور برای 4 سال آینده هم در دست سیاست های این دولت باشد؛مدیریت استان از سیطره سیاسی کاری های وزارت کشور خلاص شود و چون برنامه های چشم انداز 20 ساله برنامه ای بلند مدت برای این استان طراحی شود تا مشکلات و عقب ماندگی های این استان طی چند سال مرتفع گردد تا مردم این استان همطرازی خود را حداقل با استان های هم رده خود احساس کنند و همچنان که در امور انقلابی کشور پیشتاز بوده اند به داشتن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران افتخار کنند.
امروز سالروز حضور محمد حسین جهانبخش به عنوان استاندار خراسان شمالی در سرزمین گنجینه فرهنگها می باشد.
یادم می آید زمانی که وی به عنوان استاندار منصوب شد چند ماهی از حضور من در خراسان شمالی به عنوان خدمتگزار مردم در معاونت فرهنگی شهرداری بجنورد می گذشت . با شناختی که از قبل از تجربه موفق حضور آقای جهانبخش به عنوان فرماندار تربت حیدریه در دهه هفتاد در ذهن داشتم به دوستانم گفتم که منتظر یک تجربه خوب برای خراسان شمالی در آینده باشید.
امروز از آن زمان یک سال می گذرد و من در عرصه دیگری به خدمتگزاری به مردم مشغولم و در این عرصه خیلی بهتر می توانم عملکرد وی و مدیران زیر مجموعه اش را رصد کنم.خراسان شمالی خطه خاصی است با آداب و رسوم خاص خود به واقع عنوان گنجینه فرهنگها نام مناسبی برای این دیار است و البته در کنار این نام صدها مسئله برای مدیران غیر بومی مطرح است که شاید یکی از مهمترین آنها کسب شناخت از مردم این دیار است.گرچه محمد حسین جهانبخش در سالیان دور تجربه حضور در کنار مردم این سرزمین را در کوله بار تجربیاتش به همراه دارد ولی قطعا او نیز کار سختی در کسب شناخت کامل داشته است که شاید به درستی در کارنامه او در بازه های مختلف زمانی بتوان آن را حس کرد.
در نیمه دوم حضور جهانبخش در یکسال حضورش در منزلگاه هفتم امام رضا (ع) شتاب و خیزش نمود توانمندیهای وی و تیم همراهش قوت گرفت که این نشان از همان کسب شناخت می دهد.
اگر به خواهیم به ریز ،روزشمار حضور او را بر روی کاغذ نگارش کنیم به خوبی می توان این مهم را اثبات کرد گرچه در این یادداشت قصد پرداختن به آن را نداریم. بلکه قصد نگارنده فقط یادی از یک خدمتگذار و چند توصیه برادرانه بوده است:
1-آقای جهانبخش پس از حضور شما در این استان با توجه به تجربه عدم ثبات مدیریت (حضور چهار استاندار در عرض سه سال) همه چه موافق دیدگاه سیاسی شما و چه مخالف تنها خواسته شان حضور چند ساله شما در این سمت بود امری که با سفر دوم رییس جمهور به استان و رضایت ایشان قوتش چند برابر شد لذا تا به امروز همه از باب همکاری دست از هرگونه انتقاد برداشته و منصفین، منتقدان موجود را نیز محکوم می نمودند اما به نظر می رسد با بودجه های تخصیص یافته فعلی و حجم بالای پروژه ها انتظارات از شما بسیار افزون شده است و قطعا همه دلسوزان خراسان شمالی از این به بعد با نگاه مثبت و قصد همکاری با شما قطعا از کنار ایرادات به راحتی نخواهند گذشت و از شما انتظار می رود همچون گذشته در دوره ثبات مدیریت خراسان شمالی انتقادات مثبت را در نظر گرفته و منتقدین را با آغوش باز استقبال نمایید.
2-آقای استاندار استفاده از تمام پتانسیل های مدیریتی استان امر دیگری است که به نظر می رسد می بایستی مدنظر قرار گیرد گرچه طبق آمار وارده به سرانجام رسیدن حجم زیادی از پروژه های سفر رییس جمهور به استان در دوره مدیریتی شما قطعا با استفاده از تمام توان مدیریتی صورت گرفته ولیکن به نظر نگارنده لزوم استفاده مطلوب تر از مدیران موجود بدون توجه به نگاه های سیاسی مقوله ای لازم و فوری می باشد.
3-مسئله مهم دیگر استفاده از مدیرانی است که با تمام وجود ،استانی به قضایا بنگرند می باشد .مسئله ای که هنوز در بدنه اجرایی استان مشهود است ،نگرش شهرستانی در خیلی از بخشهاست .متاسفانه بایستی عرض کنم پس از چهار سال از تقسیم خراسان هنوز برخی افراد تصمیم گیر و تصصمیم ساز درک نکرده اند که اینجا استان خراسان شمالی است و دوران شهرستانی نگری پایان یافته است که بد نیست حضرتعالی توجه بیشتر مدیران استان را به این مسئله جلب نمایید و در سطح مدیران و مشاوران از افرادی استفاده نمایید که جایگاه خویش را درک کنند.
قصد طولانی کردن این یادداشت را ندارم و به این نکته بسنده می نمایم که سیاحت شرق همچون دیگر رسانه های محلی بدون در نظر گرفتن هرگونه دیدگاه جناحی و سیاسی تلاش نموده است که در جهت رشد مهد تمدن ها خراسان شمالی به مسئولین یاری رساند و قطعا بیان هرگونه انتقاد را از باب کمک به خدمتگزار ی بیشتر مسئولان می داند امید است که همه در جهت حفظ منافع مردم گام بر داریم
این مطلب در شماره ۲۱ روزنامه سیاحت شرق به چاپ رسیده است جالب است که اگر تخمین بزنیم به ازا هر ۸ نفر در خراسان شمالی ظاهرا یک نامه نوشته شده است.
۶10کیلوگرم نامه از سوی مردم برای رئیس جمهور نوشته شده است .
به گزارش خبرنگار سیاحت شرق ، معاون سیاسی امنیتی استانداری خراسان شمالی ضمن بیان این مطلب در جمع خبرنگاران افزود : پیش بینی می شود که تعداد این نامه ها 110 هزار عدد باشد .
محمد ابراهیم کاظمی افزود : این نامه ها فقط درخواست های ارسالی بوده است و شکایات مردم جداگانه رسیدگی شده است .
وی در مورد شکایات مردمی گفت : 3028 شکایت از سوی مردم ارسال شد که تمامی شکایات در حین سفر هیأت دولت به استان رسیدگی شد .
رئیس ستاد استقبال از هیأت دولت به خراسان شمالی افزود : در طول این مدت بعضی وزرا با اختیارات رئیس جمهور و برخی معاونین وزرا با اختیارات وزرا به بررسی شکایات پرداختند و تصمیم لازم را اتخاذ نمودند .
کاظمی در پاسخ به سوالی پیرامون بحث راز و جرگلان در تصمیمات کشوری نیز گفت : ما فقط از مردم انتظار داریم به ما اعتماد کنند تا کارها از مسیر خود طی شود .
وی همچنین گفت : با تعاملی که با نمایندگان محترم داریم در حال پیگیری مسأله هستیم .
معاون سیاسی استاندار خراسان شمالی همچنین در پاسخ به سؤال دیگری در مورد مشکلات کارکنان مجتمع بهکده رضوی نیز گفت : در حال پیگیری برای حل مسئله هستیم و تا کنون حقوق فروردین ، اردیبهشت و خرداد پرسنل این مجتمع با کمک ریاست محترم جمهور پرداخت شد و برای حل باقی قضایا نیز تلاش می کنیم .
وی افزود : ما راه کارهای متفاوتی را برای حل همیشگی مشکل این مجتمع مطرح کرده ایم که از جمله آن واگذاری به بخش تعاونی یا خصوصی است که در حال پیگیری هستیم و تا حصول نتیجه ، پیگیری خواهیم نمود .
در پی درج خبر ثبت نام اینترنتی از جوانان خراسان شمالی جهت ارائه لیست های 88 نفره جوانان حامی خاتمی از مرکز استان و شهرستانها تعداد زیادی از جوانان این استان به صورت ایمیل درخواست خویش را برای ثبت نام ارسال کردند .
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری از بجنورد،با استقبال صورت گرفته طی روزهای آینده باید منتظر انتشار لیست های متعدد از شهرستانهای مختلف خراسان شمالی در حمایت از کاندیداتوری سید محمد خاتمی باشیم.
شایان ذکر است طی روزهای اخیر ضمن راه اندازی هسته اولیه ستاد حامیان خاتمی در خراسان شمالی ،پایگاه خبری حامیان سید محمد خاتمی نیز در خراسان شمالی فعال شده است .
|
با حضور شخصیت های برجسته داخلی و بین المللی از شخصیت علمی، فرهنگی و بین المللی دکتر خاتمی تقدیر شد عکس : روح الله فخر آبادی / یزدآنلاین | ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
جمعی از جوانان بجنوردی ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم از وی خواستند بر خلاف منافع شخصی اش در انتخابات حضور یابد.
جواد ایزی از دانشجویان دانشگاه پیام نور بجنورد در این زمینه به خبرنگار پایگاه خبری یاری در بجنورد، می گوید:«در شرایط امروز کشور همه بزرگان بایستی احساس تکلیف کنند و وارد عرصه انتخابات شوند .»
وی افزود:«نمی توان دست روی دست گذاشت و منتظر وقایع بعدی بود بلکه بایستی تلاش کرد تا مشکلات کشور کاهش یابد.»
علی قلی زاده از روزنامه نگاران جوان بجنورد نیز در این باره می گوید:«اگر چه کشور ما برای توسعه نیاز به شجاعت مسئولان دارد ولی اگر این شجاعت همراه باتدبیر و تعقل باشد نتایج چالش برانگیزی نخواهد داشت.»
این وبلاگ نویس جوان می افزاید:«اگر قرار باشد به نام خلاقیت و کار جسورانه کاری کرد که برای کشور هزینه دنبال داشته باشد نظیر این گونه اقدامات در سیاست خارجی اثرات نگران کننده ای خواهد داشت که این وضعیت برای تحت الشعاع قرار گرفتن عنوان " خلیج فارس " به خوبی حس می شود.»
وی افزود:«خاتمی باید بیایدو مسلما با آمدن او تعقل و تخصص نمود بیشتری می یابد و در سیاست خارجی از بن بست خارج می شویم.»
"علی احمدی" از شهروندان خراسان شمالی نیز در مورد حضور خاتمی اظهار می کند:«شاید حضور ایشان باعث شود که عده ای به دنبال تخریب شخصیت ایشان بروند و بخواهند از این طریق از محبوبیت خاتمی بکاهد.»
وی همچنین تاکید می کند:«خاتمی بایستی فداکاری کند و این خطر را بپذیرد .»
یکی از جوانان فعال در عرصه تشکل های جوانان نیز می گوید: در سالهای اخیر متاسفانه در بسیاری حوزه ها عملکرد مثبتی از سوی دولتمردان صورت نگرفته است و لازم است که اقدام اساسی در این مورد صورت گیرد.
محمد رضا افضلی نیا می افزاید:«گرچه بایستی از حضور همه کاندیداهای اصلاح طلب در عرصه انتخابات حمایت کرد ولیکن تنها حضور خاتمی در عرصه انتخابات می تواند جامعه را از انفعال بیرون بیاورد.»
خراسان شمالی با 811 هزار نفر جمعیت دارای 278 هزار جوان است.
علاقمندان به دریافت اخبار حمایت ها از خاتمی در خراسان شمالی و همچنین پیوستن به حامیان خاتمی می توانند از این پورتال به آدرس http://bojnord.yaarinews.com/ دیدن نمایند.
ضمنا بایستی تاکید نمود مجموعه های خبری یاری نیوز هیچ گونه وابستگی به محمد خاتمی ندارد و تنها انتشار دهنده اخبار و تحلیل های پیرامون کاندیداتوری وی می باشد و این مجموعه ها در استانهای سراسر کشور راه اندازی می شود.
تا لحظه ارسال این خبر پورتال های استانهای کرمان ، اصفهان و خراسان شمالی راه اندازی گردیده است
بالاخره اتفاقی که از ماهها قبل قابل پیش بینی بود رخ داد و مهدی کروبی رسما وارد میدان مبارزات انتخاباتی گردید. مهدی کروبی سالها و در دوره های متفاوت خود با نقش شیخوخیت باعث اتحاد و همدلی جریان اصلاح طلبان یا همان خط امامی های قدیم شده است ولی در دوره قبل زمان را برای خویش مساعد دانست تا با حضور در عرصه انتخابات خودی نشان دهد . وی در شرایطی آمد که پیش خود اطمینان داشت یاران قدیم از او حمایت می کنند و در کنارش خواهند ایستاد و هرگز تصور نمی کرد که هنگامی که جدی وارد عرصه شود حتی دوستان نزدیکش در مجمع روحانیون مبارز نیز حاضر به حمایت از او نگردند. این امر خود عاملی شد تا شیخ اصلاحات نه تنها ناامید نگردد بلکه با روحیه مضاعف برای اثبات خویش تلاش کند. ارائه طرح اقتصادی پرداخت نقدی ۵۰ هزار تومان به هر ایرانی باعث یک تحول در میزان آرای او گشت طرحی که امروز احمدی نژاد با ارائه مدلی شبیه آن قصد دارد رای بالایی در انتخابات کسب کند.مهدی کروبی به دوستانش می گفت من رای دارم حمایتم کنید ولی گوش شنوایی نبود. یادم می آید کروبی در پاسخ به سوالی در مشهد که چرا معتقدید رای بالایی دارید در حالیکه نظر سنجی ها چیز دیگری می گوید بالاخره بر آشفت و گفت به من رای بدهید تا به شما هم اثبات شود که من رای بالایی دارم . کروبی در هفتادمین دهه از زندگیش بار دیگر وارد یک عرصه خطرناک شده است.درست است که او علیرغم همه نظرسنجی ها در دور اول انتخابات دوره نهم رای بسیار بالایی آورد رایی که امثال دکتر عبدالکریم سروش را نیز وادار کرد تا بگویند کروبی به واقع رییس جمهور ایران است ولیکن با نگاهی به تقسیم آرا در دوم انتخابات ریاست جمهوری قبل متوجه می شویم اکثر آرا او در دور اول در دور دوم به اردوگاه احمدی نژاد واریز شده است و این نشان می دهد آن آرا رای های مردمی ناشی از طرح های اقتصادی کروبی بودند نه رای های اصلاح طلبی. کروبی بدور از سخنان اطرافیانش بایستی به خوبی به این امر بنگرد. شاید از نظر اطرافیان او کروبی رییس جمهور بلامنازع ایران است ولی بایستی دانست حتی بدنه حزب اعتماد ملی در سراسر کشور با ایشان هم نظر نیستند. شب گذشته با یکی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در خراسان شمالی سخن می گفتم و ساعتی قبل تر از آن با یکی از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی در خراسان رضوی به وضوح عدم اعتماد به پیروزی کروبی در سخنان ایشان دیده می شد و آنها نیز معتقد بودند بایستی خاتمی را متقاعد به حضور در انتخابات کرد .به هر حال به نظر می رسد حضور کروبی در انتخابات انگیزه خاتمی را برای حضور به شدت کاهش می دهد و شاید هدف زود هنگام اعلام شدن خبر کاندیداتوری کروبی نیز برای خنثی سازی خاتمی باشد و در کنار آن امید طرفداران اصلاحات به تغییر در وضعیت کشور نیز به همان میزان کاهش می یابد .براستی من نمی دانم کدام فرد در نقش کاندیدای اصلی جناح محافظه کار در انتخابات دهم ریاست جمهوری حضور می یابد. احمدی نژاد ، ولایتی و یا حتی حداد عادل و قالیباف فرق چندانی نمی کند مهم اینست که یارای حرکت منسجم و سازمان یافته جناح راست فقط و فقط خاتمی است و بس
این مطلب در شماره ۱۸ سیاحت شرق به چاپ رسیده است و واقعیتش وقتی من این مطلب را که برای چاپ آماده شده بود خواندم خیلی برای خودم متاسف شدم که چرا عده ای را به عنوان الگو در مدت زمانی خاص انتخاب کرده بودم مطلب را مطالعه بفرمایید
رییس شورای شهر در جلسه شب گذشته شورای شهر بجنورد مانع ورود خبرنگار سیاحت شرق به جلسه شورای شهر شد. ایشان ابراز کردند که یک نفر خبرنگار ویژه شورای شهر است و شما می توانید خبرهای شورا را از ایشان(خبرنگار یکی از ویژه نامه های موجود در استان)دریافت نمایید. حیدر علی ایزانلو که از مدعیان روشنفکری و آزادی بیان می باشد در حالیکه خبرنگاران دیگری اجازه ورود به جلسه شورا را داشته اندضمن ممانعت از ورود خبرنگار ما کلمات دیگری پیرامون سیاحت شرق نیز بیان نموده است که بنا به اینکه احتمالا این صحبت ها از روی عصبانیت بیان شده است از درج آنها صرفه نظر می نماییم.
چه کسی گفته که حتما باید در قدرت حضور داشته باشیم؟
آفتاب: رییس بنیاد باران گفت: «اگر فقر، فاصله طبقاتی، فساد در این مملکت کمتر شده؛ سمعاً و طاعتاً این وضع باید ادامه پیدا کند، در غیر اینصورت حتما باید برای تامین نظر رهبری که مبارزه با فقر، فساد و تبعیض است فکر دیگری کرد».
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی طی سخنانی در جمع اعضای مجمع فرهنگیان، کانون صنفی معلمان و سازمان معلمان ایران با اشاره به ضرورت نظارت بر انتخابات افزود: «ضرورت نظارت بر انتخابات لازمه حرمت و رای آزادانه مردم است، به همین دلیل نظارت وجود دارد و این مهم را از آنجا تنها به دولت واگذار نکردهاند که ممکن است با پول و زوری که دولت دارد بر انتخابات اعمال قدرت کند».
وی ادامه داد: «به گونهای نظارت کنیم که مردم آزادانه انتقاد کنند نه اینکه نظارت را طوری معنا کنیم که گویی تعیین میکنیم مردم به چه کسانی رای بدهند! این خلاف قانون اساسی است. این مسائل لااقل برای ما قابل گذشت نیست».
وی با اشاره به آنچه که در چهار سال اخیر بر کشور رفته است، اعلام کرد: «مردم و کسانی که میخواهند در انتخابات حضور یابند، مطمئن باشند با وضعیتی که در حال حاضر داریم هیچ دولتی هرچند کارآمد باشد، نمیتواند با هیچ معجزهای وضع را به چهار سال پیش برگرداند. مردم باید تحمل کنند، اما هرکس میآید باید طوری برنامهریزی کند که به سوی بهتر شدن اوضاع حرکت کند».
رییسجمهور سابق کشورمان با تاکید بر تعامل تمامی دستگاهها در انتخابات در پیش روی ریاست جمهوری افزود: «همه دستگاهها باید با هم باشند. صدا و سیما در تقابل نباشد، البته نمیگویم دائما تعریف و تمجید کند، بلکه تشکیلاتی که اصلا وظیفه خود را تبلیغات و به اصطلاح افشاگری و دخالت در اموری میداند که نباید دخالت کنند در مقابل نایستند».
وی ادامه داد: «آنهایی که باید به تقوا دعوت کنند و واقعیات را به مردم بگویند بیتقوایی نکنند و در مقابل دولت نایستند؛ اگر همه با هم باشند مردم هم توجیه میشوند و میتوان به عرصه آمد».
وی با اشاره به منزلت معلم و با اشاره به گلایه بعضی از معلمان؛ اهانت به این قشر زحمتکش را ناروا خواند و گفت: «مورد اهانت قرار دادن معلم نه تنها روا نیست بلکه هیچکس حتی حق کوچکترین اهانت به دشمنی که محکوم به اعدام باشد یا بدترین عمل مرتکب شده باشد را هم ندارد».
وی با طرح این سوال که " با توجه به این معیارها و ملاک ها، آیا در مسیر انقلاب به درستی حرکت میکنیم یا نه؟ " اظهار امیدواری کرد شاهد روزی باشیم که هیچ کس به خاطر جرم ناکرده به خصوص ابراز وظیفهاش تحت فشار نباشد.
خاتمی گفت: «نقد کردن وظیفه ماست. امام علی(ع) میفرماید؛ انتقاد نه تنها وظیفه است بلکه منتقد باید بتواند بدون لکنت زبان حرفش را بزند. اینها از جمله مسائلی است که هرکس روی کار میآید باید مورد توجهاش باشد».
وی بر وظایف معلمان تاکید کرد و گفت: «یکی از وظایف شما معلمان این است که علاوه بر دادههای علمی و تعلیمات دینی به دانشآموزان آنان را رشد فکری دهید؛ چون آنها هستند که پایههای مردمسالاری و اداره جامعه ما را در آینده محکم میکنند».
رییسجمهور سابق کشورمان در عین حال با اشاره به وعدههای بیتحقق طی دوره گذشته عنوان کرد: «اگر کسی برنامهای که نتوان آنها راپیاده کرد، داده باشد بهتر است نیاید. اینها شرط نیست بلکه شرط وجود است و برای خود فرد شرط است؛ تو اگر میآیی اولا چه میخواهی؟ آیا آنچه میخواهی خواست واقعی ملت است؟ به عنوان کسی که مورد عنایت مردم قرار گرفتهای آیا بیانگر خواست واقعی مردم هستی یا نه؟ آیا برای خودت حسابهایی داری که خیلی هم با مصالح ایران و اسلام سازگار نباشد»؟
وی افزود: «کسی که میخواهد بیاید باید بیانگر خواست مردم باشد و بر سر آن خواستها با مردم به تفاهم برسد وعهد ببندد؛ البته تفاهم در رایی است که مردم به وی میدهند».
وی با اشاره به دو دوره گذشته ریاست جمهوری خود گفت: «معتقدم در دو دوره ریاست جمهوری نوعی از خواستها را مطرح کردم که در هر دو دوره نیز با مردم به تفاهم رسیدهام. اگر برنامههایی در این دورهها عملی نشد، ممکن است عیب و نقص از ما بوده یا موانعی در کار بوده است. چه کسی گفته که حتما باید در قدرت حضور داشته باشیم تا بتوانیم کاری انجام دهیم، بلکه در جای دیگری هم میتوانیم به وظایف خود عمل کنیم».
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی سیدمحمد خاتمی وی با هشدار به رواج بداخلاقی در جامعه عنوان کرد: «دروغ بدترین بداخلاقی است. گاهی یک فرد عادی صحبتی میکند، ولی گاهی من مسوول دروغ میگویم یا آمار نادرست، میدهم و این خیلی بدتر است. توهین، تحریف، فحاشی بدترین گناه است اما اگر اینها به نام اسلام و ارزشها مبنا و رویه برخی دستگاهها و تشکیلات شود ـ که بزرگترین وظیفهشان ترویج اخلاق است ـ نشانه بیماری و مشکلاتی است که باید نگران آن بود».
وی گفت: «حال اگر کسانی روی کار بیایند که این گروه بداخلاق آنان را نپسندند؛ در مقابل سنگاندازی نخواهند کرد»؟
وی با اشاره به اینکه "حرفهای ما روشن است؛ در آینده با معلمان، دانش آموزان و جوانان حرفهای بسیاری دارم" افزود: «حرفهایی در عمق وجدان مردم وجود دارد و با زبان فطرت آنهارا گفتهاند. هنر انقلاب اسلامی به این بود که سوار بر خواست تاریخی ملت ایران شد. این خواست با فطرت دینی، خواست دینی ،هویت دینی همسو شد و انقلاب بزرگی را ایجاد کرد که از مهمترین آرمانهایش حاکمیت مردم بر سرنوشتشان بود».
رییس بنیاد باران خاطرنشان کرد: «روشنفکری ایجاب میکند این خواستها را روشنتر، شفافتر و از عمق وجدان تاریخی ملت به سطح خود آگاهی بیاوریم».
وی با تاکید بر اینکه "امروز همه مردمسالاری میخواهند" اظهار کرد: «اینگونه نیست که مردمسالاری مقابل دین باشد. مردم دینشان را میخواهند؛ ولی انقلاب با این شعار که این دین برایتان مردمسالاری به ارمغان میآورد، شکل گرفت. دین اجتماعی، دین حاکم، دینی که میخواهد در عرصه باشد این دین را مردم میخواستند. امام (ره) به آنها دروغ نمیگفت که دین به شما استقلال، آزادی، پیشرفت میدهد. مگر اینها در قانون اساسی نیست»؟
وی افزود: «ما معتقدیم دین باید در عرصه اجتماعی حضور داشته باشد، تفاوت ما با بعضیها این است که دین را با آزادی و پیشرفت ملت سازگار میبینیم. دینی که ما میگوییم منادی عدالت است، البته عدالت ما فقط عدالت اقتصادی،آن هم اقتصاد صدقهای نیست».
خاتمی با اشاره به سخنان رهبرمعظم انقلاب اظهار کرد: «اتفاقا به درستی رهبری فرمودند که باید با فقر، فساد، تبعیض مبارزه کرد؛ هر کس می خواهد بیاید (حالا اگر بنده بخواهم بیایم حرفهای زیادی در عرصههای اجتماعی،سیاسی، اقتصادی، فرهنگی خواهم داشت) باید اینها را در برنامهاش بگذارد؛اگر در این سالها ادعا میشود که شعارهای انقلاب زنده شد، سوال این است که آیا فقر کمتر شده است؟ ما نمیگوییم یکشبه میشود فقر را کم کرد، ولی باید آثار آن آشکار باشد».
وی افزود: «هیچکس نمیگوید فردا هر دولتی بیاید باید توقع داشت که همه مشکلات را حل کند؛ اما توقع داریم که در آن مسیر حرکت کنیم.»
وی گفت: «اگر فقر، فاصله طبقاتی، فساد در این مملکت کمتر شده؛ سمعاً و طاعتا؛ این وضع باید ادامه پیدا کند در غیر اینصورت حتما باید برای تامین نظر رهبری که مبارزه با فقر،فساد و تبعیض است فکر دیگری کرد».
خاتمی گفت: «خواهران و برادران! همیشه بخشی از جامعه بودهاند که برایشان خوردن گوشت مشکل بوده ولی امروز برای بخش قابل توجهی از جامعه گوشت تبدیل به کالای لوکس شده است. بر اساس آمار باید بیان کرد که آیا فقر، فساد و تبعیض در این سالها کمتر شده است»؟
رییسجمهور سابق کشورمان اظهار کرد: «ملت علاوه بر اینها آزادی و امنیت نیز میخواهد. نمیخواهم بگویم میتوان یک شبه همه مشکلات را حل کرد؛ اگر در این مسیر اراده و حرکتی باشد همه بدنبال آن بیاییم ولی اگر اینگونه نیست باید فکر دیگری کرد».
وی با اشاره به اینکه "طبعا افراد مختلف و موثری برای بهبود برنامه اقتصادی و اجتماعی کشوروجود دارند که میتوانند وضع را بهبود بخشند" خاطرنشان کرد: «تکلیف ما با ملت تا حدود زیادی روشن است که چه گفتهایم و چه انجام دادهایم. بنده علاوه بر برنامههای اقتصادی، به جهات دیگری معتقدم. به طبع هرکس نیز روی کار بیاید از او مطالبه میکنیم که این خواستها را داشته باشد».
وی گفت: «اگر بنده بخواهم بیایم باید مطمئن باشم که زمینه برای تحقق آن حداقلها فراهم باشد. البته خیلی تندرویها نیز صورت گرفته و بدبینیهایی را هم به همراه داشته است، ولی حدود و صغور نسبت بنده با دین وآزادی چه بوده و هست، مشخص است و روشنتر خواهم کرد».
خاتمی تصریح کرد: «یکی از برنامههای درست این است؛ اصلاحطلبی را از نگاه و عقیده خودم تبیین کنم که این کار موجب انسجام میان گروههای اصلاحطلب میشود. انشالله در آینده در هر سمتی باشم این کار را خواهم کرد».
وی گفت: «انقلاب و ایران برای ما عزیز است؛ سربلندی ایران از اهداف انقلاب است. ایران سربلند، پیشرفته که در آن مردمش احساس امنیت کنند به آینده امیدوار باشند و در علم و تکنولوژی پیشرفت داشته باشند از اهداف انقلاب است».
وی ادامه داد: «مگر ظرف انقلاب ایران نبوده است؟ مگر انقلاب نیامده است ملت را سرفراز کند؟ اینها از اهداف انقلاب است. آیا اگر کسی میگوید ایران برای همه ایرانیان، ایران باید سربلند باشد، ایرانی باید در دنیا حرمت داشته باشد این یعنی آن فرد در مقابل انقلاب است؟ نخیر. او حرفهای انقلاب را میزند. اگر کسانی ادعا میکنند که انقلاب در برابر اینهاست اشتباه میکنند، یا معنی انقلاب را تحریف میکنند».
رییسجمهور سابق کشورمان افزود: «ما باید وضعی داشته باشیم که مطابق آرمانهای اصیل انقلاب است و در قانون اساسی هم آمده است که از مهمترین آنها تامین حرمت مردم، حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان، بهبود وضع اقتصادی، اجتماعی و علمی جامعه و نیز تامین عدالت و آزادیهای مشروع است».
وی با اشاره به اینکه "انتخابات مساله بسیار مهمی در کشور است و این بدان معناست که مردم آزادانه رای بدهند و رای آنها مورد حرمت قرار بگیرد" افزود: «متاسفم که همه روی فرد بحث میکنند؛ باید جریانی فکر کنیم، ملت باید در عرصه باشد».
وی تصریح کرد: «به این انقلاب، اسلام و ایران علاقهمندم و وظیفه خود میدانم در عرصه باشم ولی نه به این معنا که حتما دوباره به قدرت بیایم؛ حداقل ما جزو کسانی نیستیم که به هر قیمتی حاضرند به قدرت برسند».
خاتمی در پایان تاکید کرد: «اگر بتوان به مردم خدمت کرد، به آن چیزهایی که اعتقاد داریم پایبند باشیم و پاسخ مردم را بدهیم و امکانات فراهم باشد، میتوان در عرصه آمد ولی اگر اینگونه نباشد، باید به فکر کسانی بود که بیایند و وضع موجود را تا حدود زیادی عوض کنند در عین حال تقابل با آنها کمتر باشد و مردم هزینه کمتری بپردازند. باید شرایط و اوضاع احوال کشور را بسنجیم و پیش برویم».
|
| ||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
|
| |||||
|
ایلنا : رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: استراتژي هستهاي ما درست بود اما نميگويم كه كارهاي تاكتيكي ما و برخي سخنان مسوولين درست بود. علي لاريجاني در جمع دانشجويان دانشگاه شيراز با اشاره به رايزنيهاي هستهاياش با هاشمي، خاتمي و كروبي در دورهاي كه دبير شوراي عالي امنيت ملي بوده است، اظهار داشت: تلاش ميكردم از همه ظرفيتهاي ملي براي پيشبرد فعاليتهاي صلحآميز هستهاي استفاده كنم. البته در ادامه كار با رئيسجمهور اختلاف نظر پيدا كردم و براي اينكه اين اختلاف نظر به كار لطمه نزند، پيشنهاد دادم كه فردي بر سر كار بيايد كه مطابق سليقه وي عمل كند. وي در ادامه به توافقهاي سعدآباد و پاريس اشاره كرد و افزود: جمهوري اسلامي ايران براي اينكه از طريق مسالمتآميز به حق خود دستيابد، تعليق فعاليتهاي خود را پذيرفت؛ اما آنها كه فكر ميكردند به اهداف خود دست يافتهاند. حتي فعاليت 20 سانترفيوژ تحقيقاتي ما را نيز برنتابيدند و خواستار تعليق آن شدند. لاريجاني تصريح كرد: در آن زمان "توني بلر" كه به عراق سفر كرده بود در جمع سربازان انگليسي گفت كه، "ما ميوه اشغال عراق را در تهران چيديم". در واقع آنها فعاليتهاي هستهاي ما را كه زير نظر آژانس بود را نيز قبول نميكردند چرا كه آنها اساساً مخالف دستيابي ايران به انرژي هستهاي هستند. رئيس مجلس هشتم در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا مجلس، وزير كشور را به دليل جعل مدرك تحصيلي استيضاح ميكند يا خير؟ گفت: از اين دكتراهاي قلابي در كشور كم نداريم. البته آقاي كردان اخيراً ملاقاتي با من داشت و به او گفتم كه اين اشتباه رخ داده و حال خودت بايد تصميم بگيري. يكي از دانشجويان ضمن اعتراض به عملكرد نظارتي مجلس خطاب به لاريجاني گفت: آقاي كردان سالها در صداوسيما معاون شما بوده است. لاريجاني در پاسخ گفت؛ بله، اما ما از كسي مدرك نميگيريم بلكه وقتي مسووليتي در اين سطح به فردي پيشنهاد ميشود به سخنان او اعتماد ميكنيم و مدركي دريافت نميكنيم. رئيس مجلس اضافه كرد: مساله مدرك ايشان را كسي اطلاع نداشت، در واقع اشكال از خود آقاي كردان بوده نه مجلس و دولت. لاريجاني در پاسخ به دانشجويي كه خواستار استيضاح كردان توسط مجلس شد، اظهار داشت: مدرك دكتراي كردان واقعي نيست و اگر استعفا نداد، نمايندگان مجلس به وظايف خود آشنا هستند و نياز به تذكر شما نيست. وي افزود: بايد مدركگرايي از كشور رخت بر بندد و شان كشور ما اين نيست كه چنين اتفاقاتي رخ دهد، اگر كسي ميخواهد درس بخواند بايد برود سر كلاس. رئيس مجلس در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان در خصوص افزايش ده درصدي ظرفيت برخي دانشگاه ها گفت: اين مساله منافاتي با قانون اساسي ندارد و نمايندگان مجلس نيز حق دارند كه وقتي حقوق ملت در جايي ناديده گرفته ميشود، وارد صحنه شده و طرح دهند و اظهارنظر كنند. لاريجاني تصريح كرد: تعداد متضررين از بومي شدن كنكور امسال آنگونه كه برخي مسوولين اعلام كردند، چند نفر نبودند بلكه حدود 2000 نفر بودند. برخي دانشگاهها در كشور جنبه ملي دارند و نميشود برخي را از حضور در اين دانشگاهها به دليل بومي كردن، محروم كرد. رئيس مجلس در خصوص طرح تحول اقتصادي نيز گفت: نگراني ما از طرح تحول اقتصادي درتورمسازي آن است چرا كه اگر امروز جواني با 500 هزار تومان در ماه ميتواند زندگي كند، پس از اجراي اين طرح با ماهي يك ميليون تومان بايد زندگي خود را اداره كند، به همين خاطر معتقديم كه اين طرح بايد با تامل بيشتري انجام شود و مسوولان در اجراي آن عجله نكنند. لاريجاني اضافه كرد: مجلس براي كمك به ساير قوا آماده است اما طرح و لايحهاي را كه تورم زا باشد، نميپذيرد. مجلس از لوايح و طرحهايي كه بسترهاي توليد را فراهم ميكنند، حمايت خواهد كرد. وي تصريح كرد: مجلس كميسيون ويژهاي براي بررسي طرح تحول اقتصادي تشكيل داد و از هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا فارغ از دعواهاي سياسي در اين كميسيون حضور دارند و دسته بنديهايشان كاملاً تخصصي است. لاريجاني تاكيد كرد: مجلس هشتم، از مجلس ششم و هفتم بهتر است. رئيس مجلس در پاسخ به اين سوال كه آيا مجلس پس از احضار قاضي پرونده پاليزدار، موضعاش نسبت به وي تغيير كرده است، گفت: قاضي پرونده پاليزدار به مجلس احضار نشد و ما نيز منتظر نظر محكمه هستيم و نميتوانيم در اين زمينه قضاوت كنيم. البته گويا در اعترافاتش با آنچه در دانشگاهها ارائه كرده بود، متفاوت است. لاريجاني پيش از جلسه پرسش و پاسخ با بيان اينكه امروز نيازمند توسعه عقلانيت هستيم،گفت: به جاي شعار، بايد كاستيها را حل كرد و ما در مجلس تلاش ميكنيم تا از آراء و نظرات نخبگان بهره بگيريم. در مجلس هشتم، نمايندگان اهل شعار نيستند بلكه اهل فكرند و از پختگي خوبي برخوردارند. برخي از دانشجويان حاضر در جلسه با شعار، "احمدي، حمايتت ميكنيم"، از حضور رئيسجمهور در انتخابات آتي حمايت كردند و گروهي ديگر نيز با شعار "خاتمي پاينده، رئيس جمهور آينده" خواستار حضور سيد محمد خاتمي در عرصه انتخابات شدند. |
احمدی نژاد بالاخره آمد. پس از ماهها که همه منتظر انجام دومین سفر رییس جمهور به استان بودند .امروز این سفر انجام شد تا انتظارها برای انجام سفر تحقق یابد و در کنار آن انتظارات بسیار زیاد مردم و مسئولان خراسان شمالی از هیات دولت و شخص احمدی نژاد چند برابر گردد
احمدی نژاد انسان جالبی است. اولین باری که او را دیدم در سفر آقای کروبی در نزدیکی های انتخابات ریاست جمهوری به مشهد بود. به همراه ایشان برای تهیه خبر به دانشگاه امام رضا مشهد رفته بودیم تا وی در جمع دانشجویان سخنرانی کنند. جالب اینجا بود که قرار بود بعد از سخنرانی کروبی ، احمدی نژاد سخنرانی کند . بعد از پایان سخنرانی در حال خروج از ساختمان دانشگاه از قسمت ویژه پیش بینی شده بودم که ناگهان احمدی نژاد را در کنار خودم دیدم با او مثل دیگران احوالپرسی کردم و از ساختمان خارج شدم. واقعیتش آن روزها کسی برای او شانسی برای پیروزی قائل نبود که جلسه سخنرانی اش در جمع دانشجویان ارزش ویژه خبری داشته باشد . البته ظاهرا دانشجویان حاضر در جلسه هم آن روزها با من هم سلیقه بودم و تقریبا احمدی نژاد در یک سالن با جمعیت کم سخنرانی کرده بود .برای بار دوم ایشان را در سفر استانی به خراسان رضوی و تربت حیدریه دیدم ولی امروز احمدی نژاد را با حال و روز دیگری دیدم. گرچه هنوز نمی توانم خیلی راحت او را رییس جمهور صدا کنم، حتی امروز وقت دست دادن با وی و خوش آمد گویی نتوانستم راحت بگویم سلام آقای رییس جمهور، ولیکن احمدی نژاد واقعا پیر شده بود. نمی دانم مشکلات زیاد یا حواشی و یا کار زیاد کدام یک وی را اینچنین پیر کرده است ولی در هر صورت به خوبی می دانم که احمدی نژاد به دلایل مختلف به خیلی ها اعتماد ندارد برای همین هم مشاورین اصلی وی که واقعا مشاور باشند خیلی محدود می باشند.سعیدلو ، ثمره هاشمی و ظریبافان و البته تا حدودی کلهر و دکتر الهام جز مشاورین نزدیک وی هستند کسانی که دکتر به آن ها خیلی اعتماد دارد. این عدم اعتماد باعث شده که هم ذهن او درگیر حواشی باشد هم اینکه به نظر کارشناسان زیاد اهمیت ندهد. ولی واقعا بی انصافی است که از تلاش او تقدیر نکرد او مردی خستگی ناپذیر هست همین امروز من و خیلی از خبرنگاران با وجود فعالیت خیلی کمتر از او عصری حال حرف زدن نداشتیم ولی احمدی نژاد همچنان آماده بود که تا نصف شب در جلسات خستگی آور تخصصی شرکت کند. به هر حال امیدوارم هر چه به صلاح مردم و کشور است در آینده اتفاق بیافتد و چه احمدی نژاد دور بعد رییس جمهور باشد و چه نباشد در مورد او خیلی بی انصافی نکنیم
مطلب زیر نوشتاری است از عضو شورای شهر بجنورد آقای جمشید گریوانی خطاب به ریاست محترم جمهور که در شماره ۱۶ روزنامه سیاحت شرق در آستانه سفر احمدی نژاد به خراسان شمالی نوشته شده است .بد نیست که بدانید مطلب ذیل تقریبا دو برابر بود که با وساطت آقای شهریاری نماینده مردم بجنورد در مجلس و اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتمادملی و نماینده سابق بجنورد در مجلس قسمت های سیاسی آن حذف شد تا در آستانه سفر رییس جمهور فضا همچنان در استان آرام بماند گرچه سیاحت شرق با توجه به سیاست بی طرفی در مسائل سیاسی و تلاش برای اطلاع رسانی صادقانه اگر مطلب کامل هم داده می شد بدون سانسور منتشر می نمود مطلب را در ذیل مطالعه بفرمایید.
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
ضمن عرض خیر مقدم و تقدیر و تشکر از حضرتعالی و همراهان محترم جهت سفر به استان شهید پرور خراسان شمالی برای دومین بار امیدوارم که این سفر ، برکات خوبی را برای مردم محروم و مظلوم خراسان شمالی به بار داشته باشد . حال توجه شما عزیز بزرگوار را که همواره در شعار و عمل به عدالت پایبند بودید و در جهت ترویج عدالت محوری و مهرورزی تلاش می کردید به عنوان نماینده سه دوره مردم مرکز استان خراسان شمالی در شورای اسلامی شهر بجنورد و برادر شهید و فردی که سالها پیش از انقلاب و در این سی سال بعد از انقلاب به دنبال سربلندی اسلام و انقلاب بوده است از سر دلسوزی به چند نکته جلب می نمایم . در ضمن قبل از بیان نظرات لازم دانستم از توجه ویژه شما در سفر اول به تثبیت شهردار سابق تشکر کنم که هرگز توجه شما را به خواست اعضای شورای شهر فراموش نمی کنیم .
خراسان شمالی در گذشته با توجه به وسعت خراسان بزرگ و ظلمی که سالهای سال در قبال مسکوت ماندن تقسیمات کشوری که قبل از انقلاب در دست پیگیری بود با وفاق و همدلی و تفاهم و وحدت همه فرهنگیان ، دلسوزان ، نمایندگان ادوار و مردم فهیم و با منزلت سرزمین گنجینه فرهنگها به استان تبدیل شد .
مردم این سرزمین مردانی هستند که دلاور مردی آنان در طول تاریخ کهن ایران زبانزد بود و در دل خود عالمان دینی همچون آیت الله موسوی بجنوردی و عارفانی همچون ادیب بجنوردی را پروراند.
ولیکن امروز گرانی زمین و مسکن که بعد از تقسیم استان به این مردم مظلوم و محروم وارد گردید عذابشان می دهد .
حضور بیست هزار نفر بیکار تنها در مرکز استان بر مشکلات پیرامون افزوده است.این استان بعد از تقسیم چشم امید به جذب بودجه برای رفع مشکلات داشت در شرایطی که بعد از تقسیم استان حتی یک صنعت بزرگ و جدید به استان اضافه نشده است و در چهارمین سال تاسیس چهارمین استاندار را تجربه می کنیم
انصافاً آمار بودجه و ارقام اختصاصی به بیرجند را با بجنورد مقایسه نمایید و خودتان قضاوت کنید .
از سوی شهرداری چند پروژه به کارگروه استانی سفر شما تقدیم شد ولیکن فقط طرح 42 متری جنوب شهر پذیرفته شد و پروژه های مهم دیگر از جمله پروژه بشقارداش از قلم افتاد . ترافیک شدید شهر که با تقسیم استان حجم آن بیشتر شد به یک گره کور تبدیل شده است و با بودجه 17 میلیاردی شهرداری بجنورد که معلوم نیست با توجه به کاهش قدرت اقتصادی مردم در ساخت و ساز تا آخر سال حتی 14 میلیارد آن تامین شود نمی توان برای آن چاره ای اندیشید.
کشتارگاه این شهر که از سال 78 توسط شورای اسلامی شهر بجنورد و شهرداری به صورت نیمه صنعتی آغاز گردیده است در سفر اول مورد بررسی قرار نگرفت و بایستی گفت امروز بعد از گذشت 9 سال همچنان بلاتکلیف است و مردم منطقه از گوشت هایی استفاده می کنند که محل کشتارگاه آن به گواه نظر کارشناسان غیر بهداشتی می باشد و حتی به خاطر غیر بهداشتی بودن توسط دادستان محترم تعطیل گردید ولی با دخالت برخی مسئولین شهرستان و مصالح محلی دوباره بازگشایی شد ولیکن بودجه ای در سفر اول تخصیص نیافت که امیدواریم در این سفر چاره اندیشی کنید .
بحث کمربندی که در سال 74 توسط وزیر وقت راه و ترابری کلنگ ساخت آن به زمین خورد چرا مورد بی مهری قرار گرفته است ؟ با عنایت به اینکه بجنورد دروازه ورود به خراسان رضوی می باشد و هر ساله میلیون ها نفر جهت زیارت مزار با برکت علی بن موسی الرضا در این مسیر حرکت می کنند براستی پاسخگویی تلفات مادی و جانی این مردم را چه کسی باید بدهد ؟ آیا نمی طلبد در سفر دوم برنامه عملی برای انجام این مهم اعلام فرمائید ؟
مشکل بعدی آب آشامیدنی شهر بجنورد است که به گواه کارشناسان در برخی نقاط شهر بجنورد آب مصرفی حتی برای حیوانات هم مضر است . چرا بایستی هر روز شاهد وعده و وعیدهای چندگانه و چند گونه مسئولین محترم باشیم . روزی اعلام می کنند تا سال 89 آب شیرین دره وارد شبکه آب شرب شهری می شود ، روز دیگر می گویند به علت تعلق نگرفتن فاینانس پروژه سال 91 افتتاح می شود . پروژه فاضلاب شهری نیز مثال دیگری از همین مورد است .
آقای رئیس جمهور لطفاً از مسئولین محترم بپرسید انشعابات فاضلاب شهری در تصفیه خانه چه تعدادی از شهروندان را پاسخگوست ؟ خواهش می کنیم در سفر دوم با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی شهر بجنورد فکری به حال آن کنید .
پروژه استخر آموزش پرورش نیز از دیگر پروژه هاست که از دوره ی ریاست جمهوری آقای هاشمی همچنان باقی مانده است .
بحث بعدی در مورد پروژه کمپوست می باشد . شهرداری بجنورد با هدف اکولوژیستی و زیست محیطی و در اجرای مصوبه مجلس شورای اسلامی بمنظور اعمال مدیریت پسماند از سال 1384 با وجود مشکلات و تنگناهای مالی اقدام به مطالعات طرح جامع مدیریت پسماند شهر نمود علیرغم عدم همکاری ادارات محترم دولتی متأسفانه با تأخیر قریب به دو سال ، اخیراً مجوز زیست محیطی و موافقت استاندار محترم پس از شش ماه تعلل و تأخیر تحصیل شده و قرار است عملیات اجرائی پروژه کمپوست شروع گردد ، از آنجائیکه اعتباری بالغ بر 5/4 میلیارد تومان نیاز دارد که تأمین آن هرگز در توان شهرداری نبوده و وظیفه شهرداری نمی باشد که استدعا می شود با عنایت به کار بزرگی که تاکنون شهرداری در خصوص مطالعات طرح جامع و ارزیابی پیامدهای زیست محیطی و تملک سایت مورد نیاز و رایزنی لازم در خصوص انتخاب تکنولوژی روز و مورد تأیید سازمان حفاظت محیط زیست انجام داده است استدعا می شود در خصوص تأمین هزینه های مورد نیاز پروژه خرید ماشین آلات و تجهیزات و سایت سازی و راه اندازی آن که از سفر اول ریاست جمهوری به مردم شریف بجنورد وعده داده شده است اقدام عاجل و فوری مبذول گردد ، ضمناً این پروژه عظیم زیست محیطی شهرهای بزرگ خراسان شمالی (آشخانه – اسفراین – شیروان و حتی روستاهای نزدیک به طرح) را نیز تحت پوشش قرار خواهد داد .
مشکل بعدی در مورد پروژه صنوف آلاینده می باشد که برابر مفاد کمیسیون بند 20 ماده 55 قانون شهرداریها ، صنوف آلاینده و مشاغل مزاحم شهری بایستی مسدود به مناطق خارج از شهر منتقل شوند . از آنجائیکه به دلیل بروز سوانحی چون زلزله در دو مرحله سالهای (75-65) و سیل های چند ساله اخیر و خشکسالیها ، بجنورد یکی از شهرهای مهاجر پذیر کشور بوده و رشد چشمگیری داشته مردم به مشاغل فنی و حرفه ای بیشتر روی آورده که تاکنون قریب به 2550 واحد صنفی آلاینده و مزاحم شهری شناسائی شده که در سطح شهر وقتی در بافت های مسکونی شهر استقرار دارند که سبب مزاحمت و آلایندگی شهر گردیده بنحویکه زندگی را به دلیل بروز سایر موارد (ترافیک و مزاحمت) برای شهروندان غیر ممکن ساخته و شهرداری نیز بلحاظ رعایت مسائل (اجتماعی – سیاسی – اقتصادی و فرهنگی) تاکنون مفاد کمیسیون بند 20 را اعمال ننموده است و در سال جاری با درایت ( شهرداری و شورا) علیرغم مشکلات و تنگناهای مالی ، زمینی بعنوان شهرک صنوف آلاینده بمنظور سامان دهی و انتقال صنوف در خارج از شهر تهیه و تمام مراحل اداری و قانونی آن را انجام داده است از آنجائیکه شهرداری در این خصوص نیز وظیفه ای نداشته و امکان تأمین اعتبار جهت آماده سازی آن وجود ندارد استدعا می شود با توجه به قولهای مسئولین استانی و در سفر اول بعنوان یک پروژه زیست محیطی و مهم حداقل در سالجاری مبلغ پنج میلیارد تومان بمنظور تداوم امور اجرائی پروژه به این امر اختصاص یابد تا با مشارکت بخش خصوصی زمینه آماده سازی و واگذاری آن فراهم گردد .
و اما مورد آخر پیرامون شهرداری مظلوم شهر بجنورد است . شهرداری بعد از تقسیم خراسان تمام بار مشکلات در جهت سایت اداری را تحمل کرد ولیکن به جز رقم های ناچیز در سال های اخیر کمک دیگری به آن انجام نشده است .
آقای رئیس جمهور، با عنایت به اینکه شهرداری ها خودگردان بودند و بودجه های تخصیص یافته هم از محل تجمیع عوارض می باشد که رقم ناچیزی است چه اقدامی در این خصوص در سفر اول صورت گرفته و چه برنامه ای برای سفر دوم وجود دارد ؟
آقای رئیس جمهور
امیدواریم با درایت و تدبیر و اندیشه خردمندانه حضرتعالی ، وزرای محترم ، نمایندگان محترم استان ، ائمه جمعه محترم ، مدیران عزیز و اعضای شورای اسلامی شهر به نتیجه نسبی دست یابیم تا بتوانیم پاسخگوی حق الناسی باشیم که قابل گذشت نمی باشد و خواهش می نمایم که اجازه ملاقات حضوری اعضای شورای اسلامی شهر بجنورد را در جهت رفع مشکلات در محیطی صمیمانه و صادقانه با خودتان فراهم آورید و باور نمایید این مطالب که ابراز شد همه از سر دلسوزی بود و نه مطامع شخصی. در مجلس ششم در اعتراض به نمایندگان که قصد مسکوت گذاشتن طرح تقسیم خراسان را داشتند فریاد انالله وانا علیه راجعون سر دادم و امروز نیز به دنبال حل مشکلات مردمی هستیم که از ما می پرسند چرا پس از تقسیم نیز اتفاقی نیافتاد و اگر اینچنین بود و به دنبال مطامع شخصی و سیاسی بودیم اینجانب پس از سه دوره عضویت در شورا در منزل استیجاری زندگی نمی کردم و همشهری های من می دانند که همه ی زندگی ام را وقف مردم کرده ام .
امیدوارم در حل مشکلات مردم ما را یاری کنید .
جمشید گریوانی
عضو شورای شهر بجنورد
مقاله وارده برجوابیه شدید اللحن شهرداری وپاسخ سیاحت شرق
در پی درج جوابیه شهرداری به اظهارات رییس شورای اسلامی شهر، مطلبی توسط نماینده محترم خبرگزاری کار ایران (ایلنا) در خراسان شمالی به دستمان رسید که گرچه از نظر قانونی تکلیفی برای درج آن نداشتیم ولیکن از نظر اخلاقی کار صحیح را آن دانستیم که این مطلب را منتشر کنیم در پایان این مطلب توضیحاتی را ارائه نموده ایم که شما را پس از خواندن مطلب ،دعوت به مطالعه آن می نماییم در ضمن با توجه به مطالب مطروحه این حق برای مسئولین محترم شهرداری و اعضای محترم شورای شهر بجنورد نیز محفوظ باقی خواهد ماند که در صورت صلاحدید پاسخ لازم را ارائه دهند. شما را به خواندن این مطلب دعوت می نماییم.
" جوابیه شدید اللحن شهرداری به اظهارات رئیس شورای بجنورد "تندترین مطلبی بود که سیاحت شرق در عین حالی که ادعا می کند می خواهد چند صباحی وارد مسائل سیاسی نشود ؛ آن را در چند شماره گذشته از نشریه خود منتشر کرد.
داستان چیست و چرا این مطلب مجهول الهویه در این نشریه به چاپ رسیده است بحث دیگری است که نمی خواهم به آن بپردازم.
مسئله ای که باعث شد به عنوان یک شهروند به آن بپردازم پاسخ به چند توهین حساب نشده در این مطلب بود.
توهین هایی که از جنس قدرت و توطئه بود و من که چندین گزارش مفصل از شهرداری طی سال های گذشته در نشریات محلی به طبع رسانده بودم باید باز می نوشتم تابدانند آنان که فکر می کنند بجنورد بی صاحب است و شهروندانش منفعل!
همانطور که نوشتم این نوشته از جنس نوشته هایی است که بد جور بوی قدرت می دهد.
فرد مورد جوابیه در نشریه "حیدر علی ایزانلو" رئیس فعلی شورای اسلامی شهر است و توهین ها او را نشانه گرفته است ولی چرا توهین نامه شهرداری با نام شهدا و رهبر انقلاب آغاز شده است؟
خیال باطل نویسندگان که می توانند در ابتدای نوشته سراغ "شهیدان" ، "بندگان صالح خدا" و" رهبر معظم انقلاب" را بگیرند و سعی کنند خود و نیتشان را پس این الفاظ پنهان کنند.
گویی مجازند نام رهبر معظم انقلاب و شهیدان را بگیرند و هر چه می خواهند بگویند.
من جای مدعی العموم ننشسته ام که گرفتن این اسامی در دعوایی که هیچ ربطی به این الفاظ وجود ندارد را خطایی بزرگ بدانم ولی این را می دانم کسانی چند صباحی است در فلسفه سفسطه می کنند پشت عناوین و ارزشها خود را مخفی می کنند.
خیلی جالب است این جوابیه درشرایطی منتشر می شود که رهبر انقلاب انزجارش را از تخریب ها و ترور شخصیت ها اعلام می کند.
سواد نویسنده یا نویسندگان نه ذهن منظمی دارد و نه اهل تعمق است.
در اولین جمله آمده است: "با درود به ساحت پاک شهیدان که مظلومانه رفتند و بی هیچ ادعایی و تکبری مدیریت را به ما سپردند."
یعنی از نظر شان اولا شهیدان که رفتند احتمالا مدیر بودند ثانیا مدیریت را به افرادی که اکنون در شهرداری دارای سمت هستند ؛ سپردند!
ثالثا چون قرار است رئیس شورا شهر به پرمدعایی و تکبر متهم شود از کل صفات شهیدان این دو صفت مدنظر قرار داده شود که آنها بی تکبر و بی ادعا بودند که مدیریت را به مدیران شهرداری سپردند و اگر این مدیریت به آنها سپرده نمی شد ؛پر ادعا و متکبر بودند.
نویسنده خوب می داند نوشته اش آن قدر پر از توهین و تحقیر و تحمیق مردم است که باید پشت نام های پنهان شود تا مشتش باز نشود.
گویی شهیدان برای همین خوبند که مدیریت را به آنها داده اند و آنها هر کاری که می خواهند بکنند و برای توهین به دیگران نام مقدس شان را به میان بیاوردند.
اما یکی از مهم ترین قسمت این مطلب که در ابتدا نظر مرا جلب کرد و در ابتدا می خواستم به همین نکته به عنوان طنز ترین مطلب مطبوعاتی طی چندین سال گذشته تا به امروز خراسان شمالی اشاره کنم؛ این عبارت است که "ما و اسلافمان خیلی قبل از شما در این سرزمین زندگی کرده ایم و شهر قشنگ ما..."
با خواندن این مطلب به خوبی می توان پی برد؛ مدیری که عبارت را آورده است ، اساسا بجنوردی نیست.
چرا که وقتی می گوید :"ما و اسلافمان" ! یعنی روستائیانی که خود و اسلافشان در بجنورد نبوده اند و بعد به بجنورد آمده اند و بدین ترتیب به خود اجازه می دهد به اصالت روستایی رئیس شورای شهر که از روستای "کلاته سهراب" است؛ ایراد بگیرد و جالب این است که بخش اعظم پرسنل شهرداری هویت روستایی دارند و ایشان چطور نوشته ای را ترتیب می دهند که به خودشان توهین کنند.
از طرفی دیگر ، دیگر اعضای شهر هم هویت روستایی و غیر بجنوردی دارند.
پیلتن از سنخواست، گریوانی از گریوان، افشین فر از ارکان، قدرتی از مملجه، امانی از راز و فیروزه ازفیروزه!
آقای مدیری که این عبارات را نوشته است گویی عجله داشته است تا عباراتی را سرهم کند تا پنج شنبه همان هفته ای که رئیس شورای شهر انتقاداتش را در هفته نامه نسیم منتشر کرده است آن را در سیاحت شرق منتشر کند.
در چند جمله دیگر می نویسد:" انسانیم و به حکم انسانیت محکوم به خطا هستیم!"
ظاهرا ایشان هنوز فرق بین احتمال خطا و محکوم بودن به خطا کردن را یکی می دانند و لازم می داند که بر این اساس ، خود و کلیه پرسنل شهرداری خطا کنند!
نکته دیگر این نوشته نامعلومی نویسندگان این نوشته است .نویسندگان آن از شدت شجاعت معلوم نیستند .شاید نویسنده یا نویسندگان به خوبی می دانستند باید پشت عبارت "پرسنل زحمتکش شهرداری " مخفی شوند و کسی مسئولیت این مطلب را به عهده نگیرد.
آیا این از شجاعت اخلاقی سرچشمه می گیرد؟ آیا یک نشریه می تواند نوشته های نویسنده مجهول الهویه را منتشر کند؟
البته از این نشریه در مدیریت گذشته هم در پی جریان دفاع از یک مرکز درمانی هم این گونه جریانات سر می زد ولی آن نوشته های پر از حمایت در را ستای حمایت از یک مرکز درمانی بود نه آبروریزی و توهین به یک شخصیت مردمی!
در ابتدا این مطلب را تنها برای گذاشتن در وبلاگ بجنورد نیوزنوشتم ولی وقتی دیدم سردبیر محترم نشریه سیاحت شرق خیلی صمیمی و صادقانه خواست مطلب وارده ام بر " جوابیه شدید اللحن شهرداری به اظهارات رئیس شورای بجنورد "را برای انتشار در سیاحت شرق به وی تقدیم کنم؛ مطلب را کمی پربار تر کردم.
در این مدت یک بار با آقای ایزانلو رئیس شورای بجنورد نیز ملاقاتی داشتم که وقتی از او پرسیدم چرا سکوت کرده است؟ وی پاسخش را با سوال مطرح کرد که :به نظر شما جواب بدهم؟
و من بعد از کمی تامل گفتم : نه!
و به او گفتم چه نوشته ام و او جا خورد از اینکه می دید چه دقتی به خرج داده ام
بعد از آن با سردبیر محترم سیاحت شرق طی یک تماس تلفنی کاری داشت که جریان را به او گفتم که او هم از درج مطلبم استقبال کرد.
اگر چه به عنوان یک روزنامه نگار ممکن است از سوی شهردار و احتمالا تعدادی از اعضای محترم شورای شهر به جانبداری از یک فرد متهم شوم ولی اگر آنها هم به این نوشته دقت داشته باشند به خوبی خواهند فهمید باید از کیان شورای اسلامی شهر و آراء مردم حمایت کنند .
باید طوری جلوه نکند که شهرداری قدرتی خارج از آراء مردم و شورای منتخب مردمی است.
و نباید این شورا و شهرداری که مجموعه ای مردمی است پایه گذار و بانی مطالبی باشند که سفسطه وار مقابل قانون گرایی و احترام به شخصیت و حیثیت افراد صف آرایی کرده و به باندی شب نامه نویس تبدیل شوند.
و از همه بدتر نشریات ما به جای درج اخبار ، گزارش و مصاحبه ازاصول بين المللي اخلاق حرفه اي در روزنامه نگاري عدول کرده و به سخنگویی جریاناتی تبدیل شوند که با منافع مردم نسبتی ندارند.
اگر چه مدارکی مستند بعد از نوشتن این مطلب به دستم رسید که متاسفانه نشان از کارشکنی هایی علیه ریاست محترم شورای شهر و اثبات انتقادات وی به شهرداری دارد ولی نخواستم موضوع را گسترده تر کنم و به طرح همین مباحثی که شد بسنده کردم.
علی قلی زاده روزنامه نگار و مدیر وبلاگ بجنوردنیوز
سیاحت شرق: بایستی از حساسیت این روزنامه نگار محترم مجددا تشکر نمود و چند مطلب را یاد آوری کرد
1-پیرامون مطالبی که در مورد متن جوابیه مورد اشاره مطرح شده است قطعا ما نمی توانیم توضیحی ارائه دهیم چرا که سیاحت شرق فقط من باب اطلاع رسانی اقدام به انتشار آن نموده است و در صورتی که مطلب مشابه ای و یا جوابیه ریاست محترم شورای اسلامی شهر به دستمان می رسید قطعا پاسخ ایشان را نیز چاپ می کردیم .
2-این روزنامه نگار محترم در آغاز مطلب اشاره نموده اند که (" جوابیه شدید اللحن شهرداری به اظهارات رئیس شورای بجنورد "تندترین مطلبی بود که سیاحت شرق در عین حالی که ادعا می کند می خواهد چند صباحی وارد مسائل سیاسی نشود ؛ آن را در چند شماره گذشته از نشریه خود منتشر کرد.)
پیرامون این مطلب بایستی بگوییم سیاحت شرق بارها تاکید کرده است که نشریه سیاسی وابسته به یک گروه و جریان نیست و نشریه بخش خصوصی در خراسان شمالی است و قصد موضع گیری ندارد و این امر در سلایق سیاسی مدیران نشریه نیز واضح است که هر کدام سلیقه خاص خود را دارند و سلیقه سیاسی واحد در این جریده حاکم نیست که تریبون یک جناح خاص باشد و فقط تابع سیاستهای کلی نظام مقدس جمهوری اسلامی و نظریات رهبر معظم انقلاب می باشد در ضمن جوابیه منتشر شده نیز سیاسی نمی باشد که لزوما در میان مدیران شهرداری که نویسندگان آن می باشند تفکر واحد حاکم نیست و بعضا اصلا انسانهای سیاسی در مدیریت های شهرداری حضور ندارند و تقسیم بندی های موجود در شورای شهر بجنورد نیز سیاسی نیست چنانچه شاهدیم اعضا با تفکرات سیاسی کاملا متفاوت در مورد مسائل مختلف موضعی واحد اتخاذ می کنند.
3-آقای قلی زاده در بخشی دیگر گفته اند(داستان چیست و چرا این مطلب مجهول الهویه در این نشریه به چاپ رسیده است بحث دیگری است که نمی خواهم به آن بپردازم.) در این خصوص نیز بایستی عرض کرد قطعا بعد از سالها تجربه کار مطبوعاتی درشهر های مختلف ایران اسلامی مدیران سیاحت به خوبی می دانند که مطلب مجهول الهویه نمی توان منتشر کرد و قطعا این نامه به تایید عده ای که همانطور که اشاره شد همه مدیران حال حاضر شهرداری می باشد رسیده است و از طریق روابط عمومی شهرداری در اختیار مان قرار گرفته و پس ازبررسی صحت مطلب منتشر شده است.
4- در قسمت دیگر نامه مدیر محترم وبلاگ بجنورد نیوزگفته شده( این مطلب به دنبال توهین به یک شخصیت مردمی می باشد) که در پاسخ بایستی گفت نمی دانیم این تفکر که ما قصد توهین به فردی را داشته ایم از کجا منشا می گیرد؟ حضرتعالی که روزنامه نگار با سابقه ای هستید به خوبی می دانید که وظیفه ما اطلاع رسانی صادقانه است و همانطور که مطلب شهرداری بدون سانسور چاپ شد قطعا جواب آن نیز در صورت وصول بدون هیچ گونه اعمال نظری به چاپ می رسید و همانطور که حال خود شما شاهدید مطلب وارده شما بدون کوچکترین تغییری منتشر گشته است. سیاحت شرق بعد از انتشار این مطلب با وجود وضوح حق قانونی آقای ایزانلو برای پاسخ گفتن مجددا از طریق سردبیر خویش به اطلاع ایشان رسانده که ما آماده درج جوابیه این بزرگوار نیز می باشیم و حتی در چاپ شماره بعد از آن مطلب تا دقایق آخر صفحه 8 را ناتمام گذاشته که در صورت دریافت جوابیه آن را چاپ کند که ظاهرا ریاست محترم شورای شهر از این حق خویش صرفه نظر نموده اند
5- در قسمت پایانی یادداشت رسیده نویسنده محترم آورده اند که (و از همه بدتر نشریات ما به جای درج اخبار ، گزارش و مصاحبه ازاصول بين المللي اخلاق حرفه اي در روزنامه نگاري عدول کرده و به سخنگویی جریاناتی تبدیل شوند که با منافع مردم نسبتی ندارند.) در این زمینه ما نمی دانیم کدام اصول حرفه ای و بین المللی روزنامه نگاری مد نظر ایشان قرار گرفته است که این چنین به اظهار نظر پرداخته اند ولیکن این اتهام که ما به سخنگویی جریاناتی تبدیل شده ایم که با منافع مردم نسبتی ندارند اتهامی است که با هیچ چسبی به ما نمی چسبد که اگر این چنین بود امروز در گرداب مشکلات مالی در حال غرق شدن نبودیم که با این وجود دست به انتحار انتشار سه بار در هفته زده ایم باور کنید ما مستقل هستیم و گردانندگان سیاحت شرق آمده اند تا خلع اطلاع رسانی به موقع و سریع توسط نشریات محلی را با انتشار سه بار در هفته جبران کنند در نهایت بار دیگر اعلام می نماییم که آماده درج نظر سایر عزیزان پیرامون این موضوع می باشیم .

استاندار خراسان شمالي به سازمان ملي جوانان و شبكه فعالان ازدواج اين استان ماموريت داد تا دلايل عدم ميل به ازدواج كاركنان شاغل دستگاههاي اجرايي اين استان را بررسي و نتايج آن را به اين مركز تصميمگير ارائه كنند.
به گزارش خبرگزاري فارس از بجنورد، محمدحسين جهانبخش ظهر امروز در نشست شبكه فعالان ازدواج خراسان شمالي با بيان اينكه بايد در اين زمينه فرمهايي تنظيم و اطلاعات افراد شاغل مجرد در دستگاههاي اجرايي ثبت و دلايل عدم ميل به ازدواج اين افراد بررسي شود، گفت: براي تشويق جوانان به ازدواج ابتدا بايد افراد مجرد شاغل در دستگاهها اين سنت اسلامي را به جاي آورند.
وي افزود: مديران دستگاههاي اجرايي نيز بايد ضمن شناسايي كاركنان شاغل مجرد، شرايط و تشويق آنان را براي ازدواج زمينهسازي كنند و دلايل عدم رغبت كاركنان مجرد را بررسي كنند.
نماينده عالي دولت در خراسان شمالي تصريح كرد: هماكنون 2 هزار و 664 كارمند مجرد شاغل در دستگاههاي اين استان مشغول به كار هستند كه عمدتا در سن ازدواج قرار دارند.
استاندار خراسان شمالي تقويت بنيههاي اعتقادي جوانان در خانواده و مراكز آموزشي را در مقابله با هنجارهاي اجتماعي بسيار موثر خواند.
معاون سياسي امنيتي استاندار خراسان شمالي نيز در اين نشست اظهار داشت: ازدواج نكردن علاوه بر معضلات اجتماعي مسائل امنيتي را نيز به دنبال دارد.
محمدابراهيم كاظمي تصريح كرد: خانوادهها تاثيرگذارترين نهاد براي تشويق جوانان به ازدواج هستند و هرگونه تاخير در ازدواجها با نوع رفتار خانوادهها مرتبط است.
وي يادآور شد: تاخير در ازدواجهاي جوانان بايد به صورت ريشهاي بررسي و آموزشهاي مربوطه در زمينه مهارتهاي زندگي به اين طيف وسيع آموزش داده شود.
اين مسئول عمده معضلات ناامني در جامعه را گره خورده با افرادي دانست كه به مسائل اخلاقي و شرعي اعتقاد نداشته و عمدتا مجرد هستند.
رئيس سازمان ملي جوانان خراسان شمالي نيز در اين جلسه ضمن تشريح فعاليتهاي شبكه فعالان جوان در اين استان برپايي جلسات و همايشهاي مختلف با حضور جوانان را از جمله برنامههاي اين كميته ذكر كرد.
علي مستمك گفت: اين شبكه با شكلگيري پنج كميته، IT، رسانه، كتاب، سخنراني و مطبوعات در خراسان شمالي فعال شده است.
مردم ايران به طور جدي خواهان آزادي،استقلال،پيشرفت و عدالت هستند
رييس بنياد باران در ادامه گفت: دولت اصلاحات با وجود تمام تلاشي که براي تصويب نهايي لوايح دوگانه اختيارات رئيس جمهوري مصروف داشت موفق به دستيابي به نتيجه مطلوب نشد. مردم هنوز هم موج تخريب عليه دولت از طريق تريبونهاي رسمي و رسانه ملي به ياد دارند. قطعاً اگر شرايط بر همان منوال باشد، بسياري از برنامهها فرصت و مجال اجرايي شدن نخواهند يافت.
رييس جمهور سابق کشورمان در ادامه با تاکيد بر تعلقات ديني جامعه ايراني گفت: جامعه ايراني داراي تعلقات عميق ديني است که مظاهر آن را در جاي جاي زندگي مردم از تولد تا مراسم ازدواج و عزاداري و ... ميتوان به روشني ديد. در کنار اين امر، مردم ايران قريب يکصد و پنجاه سال است که به جد خواهان آزادي، استقلال، پيشرفت و عدالت هستند و از همين رو اين خواستهها به همراه تعلقات ديني، منشاء تأسيس نظامي شد که قرار بود هم تعلق ديني و هم خواستههاي تاريخي ايرانيان را تأمين کند.
امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است
وي با انتقاد از گفتمان رايج در سالهاي اخير در کشورمان گفت: امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است. ظاهرپرستي، تمايل به خرافات، گرايش به جنبههاي منفي نوعي صوفيگري و معنويتگرايي کاذب، بياعتبار شدن لبّ ديني و در حاشيه قرار گرفتن اخلاق در جامعهاي که مدعاي استقرار نظام ديني دارد موجب نگراني است.
وي افزود: در برخي از اظهار نظرها و نوشتهها جنبههاي منفي عرفان و تصوف و معناگرايي آميخته با مشتي خرافات ديده ميشود. اين در حالي است که حقايق بلند معنوي و اخلاق مورد غفلت واقع شده است. درحالي که نه امام (ره) اين را ميخواست و نه رهبري و چهرههاي اصيل انقلاب اين را ميخواهند، اما متأسفانه شاهد بروز اين مسائل هستيم و بدتر از همه اينکه محوريت مردم در نظام کمرنگ شده و بايد نگران محو تدريجي آن بود.
دروغگويي گفتمان اصلي بخشهايي از جامعه شده است
سيد محمد خاتمي در ادامه بيان داشت: روح دين تقرب به خدا، معنويت و اخلاق است. بداخلاقيهاي نهادي و بياخلاقيهايي که گاه رنگ و بوي دين ميگيرد، حتي در جوامعي با کمترين پايگاه و گرايش ديني نيز به چشم نميخورد و متأسفانه دروغگويي گفتمان اصلي بخشهايي از جامعه شده است که از ايشان جز صداقت نبايد انتظاري داشت.
رييس جمهور سابق ايران در ادامه گفت: يکي ديگر از جنبههاي منفي جامعه امروز ما اين است که اين روزها شاهد ارائه برخي وعدهها و آمارهاي اشتباه و غلط از مراجع رسمي هستيم و متأسفانه در مقابل هر کس که حقايق را بر زبان آورد عامل و مرعوب بيگانه معرفي ميشود و افترا زدن و تخريب افراد به رويهاي معمول بدل شده است، حال آنکه روح انقلاب و توصيههاي امام(ره) بر پايه دعوت به معنويت، اخلاق، رعايت حق و حقوق و آزاديهاي جامعه براي دستيابي به جامعهاي متدين، پيشرفته، عادلانه و آزاد بود.
تنزل جايگاه ايران در سطح بين المللي موجب نگراني است
خاتمي افزود: ايران ظرف خاطرات مشترک تمامي ساکنان اين سرزمين و تمامي ايرانيان دنيا است. موقعيت ايران در سطح بينالملل و تلاشهايي که براي بالا بردن اعتبار و حيثيت ايران و ايراني صورت ميگيرد براي ايرانيان سراسر دنيا اهميت دارد. انقلاب اسلامي زمينه ساز اعتلاي بيسابقه نام ايران در جهان شد. وجهه مردمي انقلاب و پايداري و مقاومت در مقابل زورگويان و سلطهجويان سبب شد تا ايران به الگويي در منطقه بدل شود. ايرانيان به حق خواستار اعتلاي هر روزه نام ايران هستند. تنزل جايگاه ايران در سطح بينالمللي مايه نگراني جدي است.
رئيس جمهوري سابق ايران در ادامه با انتقاد از عدم رعايت موضوع هزينه و فايده در سياستها و شيوه اداره کشور گفت: در تمام مسائل مادي و معنوي بايد ميزان هزينهها و عوايد آن را در نظر داشت. ضعيف شدن جنبه کارشناسي در سياستگزاريها سبب ميشود که علي رغم پرداخت هزينههاي گزاف، فوايد کافي عايد کشور نشود. متأسفانه امروز شاهديم که اين تصميمگيريهاي غلط و هزينههاي بيهوده فايده معرفي ميشوند.
"ايلنا" از دستاوردهاي دوران اصلاحات براي جامعه مدني است
وي در پايان خطاب به مديرعامل و دبيران خبرگزاري کار ايران گفت: فعاليت مجدد ايلنا را به دستاندرکاران اين رسانه تبريک ميگويم. ايلنا هم يکي از دستاوردهاي دوران اصلاحات براي جامعه مدني بود که در حال حاضر، ارزشي بيش از پيش يافته است. اين روزها شاهد بروز بد اخلاقيها و توهينهايي هستيم که دربرخي روزنامهها، سايتهاي خبري و حتي خبرگزاريهاي رسمي روي ميدهد. در اين ميانه رسالت مسؤولان خبرگزاري کار ايران در حفظ هويت انتقادي اين رسانه و انصاف در انتشار اخبار و تحليلها نقشي کليدي است و اميدواريم برخي از مسؤولان حکومتي نيز به اين سطح از درک برسند که تضمين امنيت جامعه مرهون فعاليت چنين رسانههايي است.
در ابتداي اين جلسه مديرعامل خبرگزاري کار ايران، گزارشي از فعاليتهاي يک ساله براي بازگشايي مجدد ايلنا ارائه کرد.
سيد ابوتراب فاضل نيز به بدبيني برخي مسؤولان نسبت به رسانهها اشاره کرد و افزود: نگاه ترديدآميز برخي مسؤولان به رسانههاي منتقد سبب شده است تا فضاي کار رسانهاي درکشور سنگين شده و حتي گاهي رسانهها به خود سانسوري روي آورند.
وي در ادامه گفت: هدف گزاري ايلنا براي پوشش اخبار ضعيفترين اقشار جامعه، بخصوص کارگران سختکوش، نقد سياستهايي را ميطلبد که سبب فشار مضاعف بر اين اقشار ميشود و در دوره جديد فعاليت ايلنا همچون دوره گذشته با فاصله گرفتن از تخريب، به سوي نقد حول محور معيشت مردم حرکت کرده و خواهيم کرد. اما مع الاسف کاهش شديد آستانه تحمل نقد، کار رسانهاي را در کشور سخت کرده است.
![]() | |||||
|
رضا خجسته رحیمی «ممحمدعلي رجايي به روايت فرزند: كمال رجايي مجبور بود كه چنان ظاهري داشته باشد تا مردم به حرفش گوش كنند وگرنه كسي به سخنان يك چهره كراواتي گوش نميكرد. وگرنه وقتي پد شهيد شدند، چند دست كت شلوار در خياطي داشتند كه تحويل نگرفته بودند. اين روايت «كمال رجايي» فرزند «محمدعلي رجايي» است از آرايش ظاهري پدر كه همچنان برخي سياستمداران در تلاشند تا چهرهاي شبيه به او در سياست از خود به نمايش بگذارند و خود را يك شبه اشبه به رجايي معرفي كنند. كمال رجايي كه در زمان شهادت پدر ده سال بيشتر نداشته، امروز تمايلي به گفتوگو درباره پدر ندارد: «بابا هر تأثيري كه ميخواسته گذاشته و امروز يا فردا هر كسي بخواهد به ايشان رجوع ميكند. تاريخ داوري خودش را درباره افراد ميكند. ما نميخواهيم درباره بابا صحبت كنيم و بنياد درست كنيم.» اگر رجايي الگو بوده كه هست، لازم نيست ما از او الگو بسازيم و اينكار ما اهميتي ندارد. با اين كارمان نميخواهيم منتي هم بگذاريم. اهميتي ندارد كه ما از رجايي بخواهيم چهره بسازيم. اصلاً امروز نميشود از رجايي صحبت كرد و بايد سكوت كرد. رجايي مصادره شد. امروز يك رجايي قلابي درست كردهاند كه به جوانان بگويند دنبال رجايي نباش، و ما هر چه از رجايي بگوييم ميگويند دروغ است. اگر ما از رجايي واقعي صحبت كنيم، جنگ و دعوا ميشود. رجايي را با لباس چهار جيب در عكسها به نسل جديد معرفي ميكنند. مگر تمام شخصيت رجايي همين بود.» كمال رجايي تمايلي ندارد كه «آقازاده» باشد و از همينرو در كوچه و خيابان خود را به فاميلي مادرش - صديقي - معرفي ميكند. در اين سالها نيز كمال رجايي با پشتوانه نام پدر وارد هيچ سازمان دولتي نشده و هيچ پست دولتي نگرفته است. به شوخي ميگويد: «آخرين خدمت من در دولت 8 شهريور پدر بود كه چايي آوردم.» به روايت كمال، وقتي پدر از دنيا ميرود: «دو دختر و يك پسر ماندند و خواستگاريهاي سياسي شروع شد. مادر ما سعي كرد كه بعد از فوت شوهر، اين دو دختر را به آقازادهها ندهد و خانواده را حفظ كند.» او ميگويد كه ما نميخواهيم سالگردهاي شهيد رجايي را سياسي كنيم تا موافقت اصولي براي فلان كار و جلو انداختن كارهاي خودمان بگيريم: «سالگرد پدر كه ميشود، مادرمان تلفن را از پريز ميكشد بيرون تا عدهاي نيايند و بخواهند خودشان را به رجايي بچسبانند. تلفن را جواب نميدهيم، ميآيند پشت در خانه كه به بهانهاي داخل خانه شوند و فيلم بگيرند. الان عدهاي راه افتادهاند دنبال رجايي و عكس رجايي تا او را مصادره كنند. ولي اگر رجايي امروز بود او را تحمل نميكردند.» از كمال رجايي درباره ظواهر و سادهزيستي پدر كه ميپرسيم ميگويد: «وقتي بابا ميخواست به آقاي نوربخش مسئوليتي بدهد، اين نگراني را داشت كه خانه ايشان در خيابان قلهك است. ولي علت نگراني او اعتراض و توقع مردم بود. وگرنه خانه خود ما در خيابان عينالدوله بود. ما بچه جنوب شهر نبوديم. ولي پدر شرايط روز را ميسنجيد. باباي من قبل از نخستوزيري آستين كوتاه ميپوشيد و به توصيه مشاورانش و براي رعايت شرايط آن زمان بود كه لباس آستين كوتاه نميپوشيد. ما سادهزيست به اين معنا كه امروز ترويج ميشود نبوديم. ده ساله كه بودم پدرم ميخواست براي من موتور بخرد و مادرم بهدليل خطرناك بودن مخالفت كرد. خانواده ما زندگي در خيابان عينالدوله را تجربه كرده بود و پس از اين تجربه بود كه سادهزيستي را انتخاب كرده بود. خانه ما از ابتدا در نازيآباد نبود. ما در باغ جواهري در خيابان ايران زندگي ميكرديم. محلهاي كه البته اصالت و وجاهت مذهبي داشت. سادهزيستي آقاي رجايي انتخابي آگاهانه بود. اينطور نبود كه ايشان ذات زندگيشان همين باشد و راه ديگري جز سادهزيستي نداشته باشند.» از كمال رجايي ميپرسيم كه تعريف او از «رجاييگونه بودن» چيست و او ميگويد: «رجاييگونه بودن يعني اصول داشتن. اما در اين اصولگرايي، تكامل حرف اول را ميزند. بايد شرايط روز را در نظر گرفت.» اگر پدر امروز بود و دوباره به سازمان ملل ميرفت آيا باز هم در اعتراض و براي نشان داد شكنجه روي پايش، آن رفتار را ميكرد؟ نه، شرايط امروز متفاوت از شرايط ديروز است. براي همين هم ميگويم كه اگر امروز رجايي بود، بسياري مخالف او بودند. چه خصوصيتهايي از پدر را در حكومتداري به ياد داريد؟ عمويمان تعريف ميكرد كه پدر در ماشين بود و از راديوي ماشين راي او را در مجلس اعلام ميكردند. همينطور كه آرا بالا ميرفت، پدر به پايش ميزد و ميگفت من در برابر اين آرا مسئول هستم. عمويمان ميگفت كه يك نيمه شب پدر را ديده كه دراز كشيده و در خانه در حال خواندن نامههاي مردم است. به پدر گفته بود كه استراحت كنيد فردا بايد اول وقت سركار باشيد. ولي پدر گفته بود كه من نميتوانم اين نامهها را كه با هزار علاقه و شور براي من نوشته شده، نخوانم. ميگفتند كه پدر شما حكومتداري ياد ندارد. ناراحت نميشد؟ لازم نيست كه من از پدرم دفاع كنم ولي اگر او حكومتداري بلد نبود چرا همه به سراغ او رفتند از چپ و راست تا نخستوزير شود. شما كابينه او را ببينيد. چرا مهدويكني ميپذيرد كه وزير او شود؟ وزير دفاع او چمران بود. چرا همه اين افراد حاضر بودند از او تبعيت كنند؟ * * * كمال رجايي ميگويد كه ده ساله بوده است كه پدر را از دست داده و بنابراين خاطره فراوان از پدر ندارد اما پدر را يك نوگرا ميداند كه تاثيرگذاري زيادي از خود به جاي گذاشته است: «بابا در راهاندازي مدرسه رفاه سهيم بود. در اين مدرسه نگاه جديدي به آموزش و پرورش قرار بود وجود داشته باشد. اين مدرسه، باغ داشت و از امكانات رفاهي برخوردار بود. پدر ما برخلاف عدهاي كه به او خود را پيوند ميدهند، متحجر نبود. داريوش زند شاگرد بابا بود كه امروز طراح شهر دوبي است. او ميگويد كه به آقاي رجايي پس از پايان تحصيلات گفته است كه ميخواهد به آمريكا براي تحصيل برود و آقاي رجايي هم او را براي رفتن ترغيب كرده بود.» از كمال رجايي ميپرسيم كه چهقدر پدر به خانواده ميرسيد و او ميگويد: «بابا پيش از انقلاب زندان بود و بعد از انقلاب هم وزير و نخستوزير و رئيسجمهور . بنابراين طبيعي بود كه بهخاطر همين مساله دغدغه خانواده و جبران كردن كمبود وقت را داشته باشد و به مادرم ميگفت كه ما بايد اين مساله را جبران كنيم. 5 ساله بودم كه پدرم بازداشت شد و ده ساله بودم كه شهيد شد.» آيا از اينكه پدرتان وقت خود را صرف كارهاي سياسي و اجتماعي ميكرد ناراضي بوديد و بعدها كه به اين مساله فكر ميكرديد چه پاسخي براي خود داشتيد؟ اين پرسش در جواني مرا اذيت ميكرد. ميگفتم كه بابا اين همه پتانسيل داشت چرا اين پتانسيل را براي خانواده نگذاشت. بين 18 تا 25 سالگي اين پرسش ذهن را ميآزرد. اما بعد كه سن ما بالاتر رفت و به عقلانيت رسيديم، واقعيت مسأله را بهتر فهميديم و برايمان قابل فهم شد. *شهروند |
| |||||
|
|
![]() |
ايشان با بيان اينکه در شرايط دشوار جامعه و براي عبور از گردنه هاي سخت عنصر آگاهي نقش ارزنده اي ايفا مي نمايد فرمودند: انقلاب تاکنون از گردنه هاي سخت و خطرناکي عبور کرده است و بازهم بر سر راه آن گردنه هاي خطرناک ديگري نيز هست که بايد با درايت از آن عبور کرد، شما مي توانيد به جامعه هشدار بدهيد و به جامعه و مردم آگاهي بدهيد و جلوي بمباران تبليغاتي پشتيباني ها و دروغ ها بايستيد.
معظم له در ادامه و با اشاره به سخنان دبيرکل سازمان در خصوص انتخابات رياست جمهوري سال آينده فرمودند: دنبال شخص واحد رفتن کار بسيار خوب و ارزنده اي است توصيه مي کنم مثبتات کار خود را براي جامعه بازگو کنيد گاهي مي شنوم که در دولتهاي قبل کارهاي فوق العاده ارزشمندي صورت پذيرفته است اما بيان نشده است. کارهاي زيربنايي و اساسي که صورت پذيرفته است، اين ها را بايد براي مردم بيان کنيد. کانديداها نيز در موعد مقرر بيايند موارد و مشکلات و خدمات را مطرح و با گذشته مقايسه کنند.
ايشان افزودند: کسي بايد در دور آينده روي کار بيايد که توان حل مسائل و مشکلات مملکت را داشته باشد.
|
| |||
آرامگاه تنها شهید کودتای شاهنشاهی- آمریکایی 28 مرداد1332 توسط شهرداری کرمان تخریب شد.
به گزارش خبرنگار آفتاب از کرمان، مدفن سرگرد شهید سخایی در یک قبرستان قدیمی قرار داشت که در محدوده طرح زیباسازی شهرداری بود.
شهرداری کرمان در حالی که از مدتها پیش در مورد تخریب این قبرستان اطلاع رسانی کرده بود اما تاریخ دقیق آن را مشخص ننمود تا کرمانی ها به صورت غافلگیر کنندهای با تخریب قبرستان "سید حسین" و مدفن سرگرد سخایی مواجه شوند.
این در حالی است که انتظار میرفت شهرداری کرمان نسبت به این موضوع و وجود قبر فرمانده وقت شهربانی کرمان که توسط طرفداران رژیم شاه به شهادت رسیده بود آگاهی داشته و در مورد ساماندهی آن تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید.
گفتنی است سرگرد سخایی در هنگامه کودتای 28 مرداد1332 فرمانده شهربانی کرمان بود که پس از مقاومت در برابر عمال شاه به طرز فجیعی به قتل رسید و جسدش در قبرستان سید حسین کرمان به خاک سپرده شد.
سایتی تحت عنوان ترکهای خراسان در مطلبی پیرامون من نظراتی را ابراز کرده است وقتی مطلب را خواندم نگاه نویسنده این سایت در عین اینکه بر علیه من بود برایم جالب بودو از باب توجه به شعار زنده باد مخالف من قصد دارم این مطلب را به اضافه نظری که در قسمت نظرهای این سایت قرار دادم در وبلاگم منعکس کنم
مجید خرمی (سردبیر هفته نامه حکومتی آوای اترک و معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری بجنورد) در وبلاگ شخصی خود"شرق ما" نوشته اند: " در برخی نگاه ها حس می کردم که به من نهیب می زنند ای غیر بومی چه می خواهی برای فرهنگ ما بکنی؟ غیر بومی کلمه ای که بارها تاکنون شنیده ام و به شنیدنش عادت کرده ام برایم مهم نیست غیر بومی خطابم کنند".
مجید خرمی: "داشتم در مورد وضعیتم در معاونت فرهنگی شهرداری بجنورد و آغاز اولین مدیریت دولتی ام می گفتم یادش بخیر یکسال قبل در این روزها.
گفتم که به عنوان جوانترین فرد در مجموعه شهرداری راهی بس دشوار را داشتم در برخی نگاه ها حس می کردم که به من نهیب می زنند ای غیر بومی چه می خواهی برای فرهنگ ما بکنی؟
غیر بومی کلمه ای که بارها تاکنون شنیده ام و به شنیدنش عادت کرده ام برایم مهم نیست غیر بومی خطابم کنند خود به خوبی می دانم که دیگران چه می اندیشند اما برایم مهم اینست که امروز تصمیم دارم بجنورد را به عنوان شهر خود بر گزینم و خود خویش را بومی شده ای می دانم که بجنورد و زیبایی هایش فریفته اش و قصد جدایی از آن ندارد بالاخره دیگران نیز بایستی مرا بپذیرند".
عرض شود خدمت آقای مجید خرمی در خراسان شمالی به غیر ترکها غریبه و غیر بومی می گویند، شما که " خود خویش را بومی" کرده اید نه تورک هستید و نه به زبان تورکی حرف زنید، یعنی باز هم غریبه و غیر بومی هستید.
واما نظر ارسالی من
سلام از مطلب جالبتان استفاده کردم ولیکن باید بگویم من سردبیر نشریه خصوصی سیاحت شرق هستم و تاکنون از سوی نهاد های دولتی در دوره انتشار من یک ریال هم وارد مجموعه نشده است . در ضمن اکنون دیگر معاون فرهنگی شهرداری هم نیستم چون به خاطر دفاع از فرهنگ غنی خراسان شمالی ها و برخی مخالفت هایم با برخی تصمیمات دولتی از کار برکنار شده ام که شاید وقتی دیگر دلایل آن را کاملا بگویم در ضمن کمی نیز به زبان ترکی آشنایی یافته ام و شدیدا شیفته این فرهنگ شده ام در حالیکه می توانستم پس از برکناری در شهرداری راهی شهر دیگر با موقعیت بهتر شوم بجنورد را ترجیح دادم بد نیست شما از پدرانتان کمی یاد بگیرید که ملک الشعرای بهار را به عنوان نماینده راهی مجلس کردند . نمی خواهم خود را به هیچ وجه با آن بزرگمرد مقایسه کنم ولی می گویند که در مثال مناقشه نیست
در پي انتشار نامه طنزآميز ابراهيم نبوي به سيدمحمد خاتمي مبني بر دعوت از او براي نامزدي در انتخابات پيش رو، ايراهيم رها، طنزپرداز كشورمان در نامهاي به ابراهيم نبوي از او به خاطر انتشار اين نامه تشكر كرد. متن نامه ابراهيم رها كه به طور اختصاصی در اختيار «موج سوم» قرار گرفتهاست، در پي ميآيد.
از ابراهيم رها به ابراهيم نبوي
تشكر ميكنم جواب نميدي، چرا داور؟!
سلام داور نبوي عزيز
نامهات را به سيد محمد خاتمي خواندم. رسماً، عملاً، علناً، عميقاً و يك مقدار كلمه تنويندار ديگر دلم تنگ غروب آسمون شد. من دو هفته پيش برايش يك نامه نوشتم اما روزنامههاي اصلاحطلب به جاي اينكه آنرا چاپ كنند براي من با انگشتان دستشان يك حركاتي اجرا كردند كه خودت لابد بهتر ميداني خارجيها به آن ميگويند؛ موفقيت!
داور جان، بيخود روز الكي نزن، همهچي خوب است اينجا و لزومي هم ندارد خاتمي بيايد. هر روز يك دستاورد «بزرگ» صاف ميرود... ميرود... تو تصور كن ميرود توي چشم ما! مانده بود فقط يك مشكل كه تعدادي فقير داشتيم آنرا هم وزير راه گفت به جاي فقير بگوييد باقناعت مشكل حل ميشود و بدين شكل آخرين مشكل باقيمانده از دولت قبلي هم برطرف شد.
داور عزيز، نميدانم در عمرت خجالت كشيدهاي يا نه، بكش از سيگار هم بهتر است. تو واقعاً خجالت نميكشي اين نامه را مينويسي؟ يك آدم كه در خارج باشد و طنز بنويسد بايد وسط مطلبش يكي دو تا انقلاب كند، سه چهار نفر را رسوا كند، چهار پنج نفر را افشاء كند. اين همه مدت آنجايي چهار تا فحش كافدار ياد نگرفتهاي به همه بگويي تا هم روشنفكرتر هم اپوزيسيونتر و هم خوشتيپتر به نظر برسي؟
داور نبوي، معمولاً رسم نيست براي يك طنزنويس خارج از كشور نامه تشكرآميز بنويسند. اگر هم رسم باشد آنرا يك طنزنويس «داخلي» نمينويسد. حتي طنزنويس «قلب و عروق»، «غدد» يا حتي طنزنويس «كليه و مجاري ادرار» هم نمينويسد. اما چون در اين روزها اوضاع به شدت به سوي همين تخصص آخري ميل ميكند در تمام اعضاء و جوارحم احساس وظيفه كردم اين چند خط را به طرفت پرت كنم.
تشكر ميكنم كه هستي، مينويسي، خوب مينويسي و دقيق و از همه مهمتر به جا.
تشكر ميكنم كه در هياهوي سوپر كميك حرفهاي تلويزيونهاي ماهوارهاي و شعارهاي سوپراپوزيسيونهاي فضاي مجازي طوري مينويسي كه گاهي فكر ميكنم همين كوچه بغلدستي ما هستي و تمام اين ماجراي خارج رفتنت سركاري بوده!
تشكر مي كنم براي اين نامهات به سيد محمد خاتمي. البته اميدوارم خاتمي به جاي آنكه تشكر كند بر ترديدهايش غلبه كند و بيايد.
تشكر ميكنم و همداستان با تو از همينجا به خاتمي ميگويم نگو نگو نميام، نگو نگو نميام!
نهم مهرماه ۸۷
دوستدارت: ابراهيم رها
خاتمی جان! عزیز دلم! کوچولوی بال و پر شکسته. واسه چی ما رو عذاب میدی و رفتی توی بایگانی تاریخ قایم شدی؟ باهاس چی کار کنیم که پاشی بیایی ملت رو از سرگردونی نجات بدی؟ تو که میدونی این اوضاع اگه همین جوری پیش بره، نصف ملت دنیاشون ميشه آخرت یزید و نصف دیگه هم باید برن جلو تا چهار سال دیگه بوق بزنن. تو میخوای چی رو برای کجا و چه زمانی حفظ کنی؟ میخوای افتخاراتت رو واسه چی نگه داری؟ میترسی چی بشه؟ میترسی دوباره بیفتی وسط یک مشت گرگ درنده که روزی نه تا بحران واسهات بزان و نذارن که به تحقیقات مربوط به حقوق شهروندیات برسی؟ بابا! ای ول با این مرامات! مصبتو شکر با این حال دادنات درست زمانی که همه دارن حال یه ملت وامونده جامونده از همه جارونده رو میگیرن! آخه این هم شد کار؟
من می دونم وقتی بخوای بیای ممکنه دوباره سرها بره توی پروندههای قدیمی و دوباره بقول خودت بداخلاقیها شروع بشه، ولی جون حاجی! فکر ما رو چرا نمیکنی؟ چرا فکر نمیکنی ما هم آدمیم؟ چرا فکر نمیکنی ما هم دوست داریم وقتی اسم رئیس جمهور کشورمون میآد حداقل رومون بشه سرمون رو بالا کنیم و یه نگاه به عکس رئیسجمهور کنیم و فکر کنیم حداقل یه آدم رئیس جمهورمونه که روزی شصت بار دروغ نمیگه و هفتهای صد روز ملت رو عقبتر نمیبره! آخه رفیق جان! مرد مومن! ما سر همون سفره بینون و نمک زندون اوین که هر کدوممون یه دور به عشق خندهها و شادیهای یک ملت رفتیم توش، با هم نون و نمک خوردیم. حالا خودت خدارو شکر زندون نرفتی، ولی وزیرت که رفت، اون یکی وزیرت که دستش شکست، بالاخره همدردیم، یعنی اصلا نمیخوای ما رو.... آره؟ جون مادرت که ایشاللا خدا بهش عمر طولانی بده، ما رو آدم حساب کن. نمیتونی بفهمی ماها از این وضع خسته شدیم؟ باید سرمون رو از پنجره در بیاریم و جیغ بزنیم خاتمی بیا، خاتمی بیا؟ حالا بفرض این کار رو هم بکنیم، تو که محل نمیگذاری. چی کار کنیم؟
محمد جونم! سید! الهی هر چی درد و بلاته بخوره توی سر این محمود، الهی قدت سر چشم هر کی نمیتونه ببیندت درآد، آدم این قدر ناز نازی؟ به قول امیرکبیر به سرباز مملکت یک عمر مواجب میدن که یک روز بره بجنگه، ما که مواجب به تو ندادیم، یعنی نداشتیم که بدیم، تازه میدادیم هم که تو نمیخواستی، ولی کم بهت احترام گذاشتیم؟ کم برات کتک خوردیم؟ کم بخاطرت انفرادی کشیدیم؟ کم بخاطرت تهمت خوردیم و تحقیر شدیم؟ کم بخاطرت دربدری و مکافات دوری از مملکت کشیدیم؟ پنج سال بچهتو و رفیقهاتو نبینی بخاطر اینکه دلت خواسته مملکتات آبرویی داشته باشه و کسی جرات نکنه اسم کشورت رو با تحقیر ببره. آخه رفیق! ما که فحش تو خوردیم، ما که کتک خورمون ملس شد واسه اینکه تو باشی، ما که بقدر خستگی دست و از دست دادن نور چشم نوشتیم و با تحمل اضطراب هر روز و هر روز و هر روز قاضی مرتضوی پات وایستادیم، حالا دیگه اصلا دوزار هم ما رو آدم حساب نمیکنی؟ رفیق جان! ما بریم سراغ کی؟ بریم سراغ هاشمی که اونم کم ناز و ادا نداره، تازه بدبختی اینه که طرف اسمش بد دررفته، شده زمین بایر، هر چی هم آبش بدی و بذر بپاشی و کار توش بکنی بعد از ده سال میشه چهار تا درخت پسته که نصفش پوکه و نصفش دربسته، حالا همه اینها هیچی! وقتی اسمش میآد، ملت گوششون رو گل گرفتن و چشمشون رو بهکلی بستن. اگه دستشو بکنه عسل دماوند و بذاره توی دهن همین رفیق و رفقای خودمون، باز هم گازش میگیرن. مکافات اینه. حالا این یکی هیچی! سید! تو که نیای اون شیخ اصلاحات میآد که هنوز نیومده داره به در و دیوار سنگ پرت میکنه، بابا یواش! سرمون رو شکستی! ول بده داداش، نمیخوای راه بدی، تموم فامیل رو ضایع نکن. میخواد یه انتخابات شرکت کنه همه مون رو کرد یه لته کهنه و تپوند توی سولاخ راه آب. بدبختی مون رو ببین که وسط این همه کامران و هومن که تازه اونها هم کانادایی شدن و بعد از سه هزار سال داریوش و کورش و هوخشتره، باید زیر علم باقر سینه بزنیم. بیست سال زور زدیم تا مخملباف شد ژان لوک گودار، حالا باید بیست سال زور بزنیم تا قالیباف بشه ژاک شیراک. بابا، خاتمی! رفیق جان! نذار ما که عادت کردیم به یه آدم حسابی به اسم ممد آقا خاتمی گرفتار یه مشت ذلیل علیل بشیم که نه به بارن و نه به دارن و تازه معلوم نیست اگه بیان چی می خواد بشه.
رفیق جان! محمد طلا! سید خندان! جون حاجی دودرهمون نکن. بذار بعد از چهار سال تشنگی و مکافات یه آب خوش از گلومون بره پایین. مگه ما چه کردیم که نباس دو روز خوش تو این دنیا ببینیم؟ سید! اینها که میگن توی دوره خاتمی هیچ اتفاقی نیفتاد زر میزنن قورمهسبزی، از اونی که دو روز زندان رفت و شد پابلو پیکاسو تا اونی که وقتی زندون رفت عشقش خاتمی بود و وقتی از زندون بیرون اومد جواب سلام نلسون ماندلا رو هم نمیداد. و اونی که چهار سال ختم "صد روز با خاتمی" گرفته بود و حالا سر ختم خاتمی هم ممکنه سروکله اش پیدا نشه.
حاجی! ما اگه همونی که داشتیم رو بخوایم باهاس دم کی رو ببینیم؟ گفتی اقتصاد حالیام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجهفرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالیات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیلاش هم همون کاری که کردی. گفتی که شرمندهای که نتونستی آزادی بدی، ما هم زدیم تو سرت که بیعرضهای. اما این حاج محمود بلایی سر مملکت آورد که تو که زمانی به نظر بعضی از بروبکس مانع اصلی آزادی توی کشور بودی الآن شدی آرزوی همه ملت. نه که تو عوض شده باشی، نه، ولی تازه ملت فهمیدن یه رئیس جمهور بیعرضه یعنی چی؟ تازه فهمیدن روزنومه نداشتن یعنی چی! تازه فهمیدن چهار تا قطعنامه توی دو سال یعنی چی! تازه فهمیدن بیاحترامی در تمام جهان یعنی چی؟ تازه دارن میفهمن آرامش و آزادی یعنی چی. بابا! درسته چهار تا مثل من و فلونی و فلونی چهار تا پسگردنی خوردیم و رب و ربمون رو یاد کردیم، ولی حداقل چهار تا دختر همسایه و پسر همسایهمون تونستن مثل آدم دست همدیگه رو بگیرن و توی خیابون راه برن. حداقل این بود که کسی جرأت نمیکرد چهار تا وبسایت درپیتی رو فیلتر کنه و دست بذاره روی چشم ملت که نبین و گوششو بگیره که نشنو. حداقل این بود که سالی هزار تا کتاب چاپ میکردیم بدون اینکه یک سال منتظر بمونیم تا اجازه کتابی که سه ماه صرف نوشتناش شده بگیریم. حداقل این بود که چهار تا آدم باحال اگه میخواستن برن مهمونی اجنه و عزرائیل بالای سرشون ظاهر نمیشد. حداقل این بود که اگر میرفتی دفتر معاون دانشگاه که نمرهتو درست کنی ترتیبتو نمیداد و تازه بعدش به زور عقدت نمیکرد. حداقل این بود که هفتهای یک ترور نبود و سر یکی رو نمیبریدن... بابا اینها که حداقل نیست، من میخوام برگردم به همون حداقل انسانی.
ببین، محمد جان! قربون اون عبای سفیدت برم! به حرف این بچه گاگولایی که وقتی میخوان سراغ تاریخ میرن سه هزار سال قبل و وقتی ميرن سراغ جغرافیا میرن پنج هزار کیلومتر اونورتر گوش نکن. ما که میدونیم ایرونی هستیم و همسایه عراق و افغانستان و ترکیه و پاکستان هستیم و مطمئنیم که ایران همجوار سوئیس و اتریش نیست، از طرفی میدونیم که اگر بخواهیم گذشته رو ببینیم دیگه فوقش میریم زمان هاشمی، نه، میریم زمان هویدا، خیلی که بخواهیم زور بزنیم میریم زمان مصدق، ورنمیداریم زرتی بریم سراغ جمشید و داریوش و خشایارشاه. ما میدونیم واقعیت چیه، اگه هم ده سال پیش الدرم بلدرم میکردیم و میخواستیم تو بشی رهبر اپوزیسیون، من یکی که غلط کردم، گه خوردم. بقیه خودشون میدونن رژیم غذایی شون چیه، من میخوام تو بشی رئیس جمهور. یه رئیس جمهور که چهار تا وزیر باسابقه بگذاره برای گردوندن مملکت، یه رئیس جمهور که هر چهار سال یک سال یا حداکثر دو بار بره نیویورک، سالی هم دو بار بره فرنگ، بقیه وقتش رو هم به اداره مملکت بگذرونه. ما رئیس جمهوری نمیخوایم که دنیا رو مدیریت کنه ولی توی کشورش همه همدیگه رو بخورن، بیا! این یکی اومد راه بره، چنان ضایع کرد که تا پونزده سال باهاس سیفون بکشی و عطر و گلاب بزنی که بوی رئیس جمهور از شامه ملت حذف بشه. چه جوری بهت بگم، ما یه رئیس جمهور میخوایم که برقمون قطع نشه، فیلتر نشیم، روزنامه داشته باشیم، احترام داشته باشیم، روزی که میآد قیمت خونه اگه صد میلیون هست، بعد از چهار سال مثلا بشه صد و بیست میلیون نه دویست و پنجاه میلیون.
خاتمی جونم! عزیز دلم! چه جوری بهت باید قول بدیم که بچههای خوبی هستیم و بخدا بهت کمک میکنیم که مملکت رو اداره کنی، بهت کمک میکنیم و بیخودی هم هر روز تند نمیریم که اذیتت کنیم. همراهات هستیم و دلمون لک زده که مثل آدم زندگی کنیم. ما از بیاحترامی خسته شدیم. ما از اینکه هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچههای این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمیآد خسته شدیم. ما از اینکه هر روز دروغ بشنویم خسته شدیم، ما از اینکه هر روز ببینیم یک وزیر بیعرضه میره کنار یکی بیعرضهتر میآد جاش خسته شدیم. ما از اینکه قیمتها مثل موشک میره بالا و در عوض موشکها سقوط میکنه خسته شدیم. ما از خالیبندیها خسته شدیم. ببین! چرا نمیفهمی!؟ چرا نمیتونی بدبختی ما رو درک کنی! ما از این وضع خسته شدیم. باید چی کار کنیم؟ باید همه جای شهر اسمتو بنویسیم روی در و دیوار؟ باید ملت عکس خاتمی رو بزنن روی ماشین و لباسشون و هر جا دستشون میرسه تا بفهمی؟ باید هر جا سخنرانی میشه جمع بشن و شعار بدن که بیایی؟ چی کار کنیم؟ جون حاجی بگو چه کنیم؟ آخه رفیق جان! یه نیگاه به تقویمت بنداز و ببین روزها همین جوری داره میگذره و هر چه میگذره آقاتیزه دندونهاش رو برای قاپیدن یک دوره دیگه ریاست جمهوری تیز میکنه.
ببین حاجی! دارم جدی میگم! تو شدی عین دخترعمو خوشگله که میخواهیم نامزدمون بشی، نشستی واسه خودت لب جوب، یه گل مریم هم گرفتی دستت و پرشو میکنی و هی میگی میشه نمیشه، میشه نمیشه، میشه نمیشه، بابا اگه میشه، بگو ما هم بریم تهیه و تدارک، شاید بابات رضایت داد، حضرت عباسی اگه رضایت ندی ممکنه یکی بره زن فرنگی بگیره، یکی هم بگه دلمو به همین مهوشخانوم خوش میکنم، بالاخره وقتی برق قطع باشه آدم روی نحساش رو نمیبینه. ولی آخه این یارو هم ددری یه، هم بد اداست، هم دائم خونه باباست، هم میره دیدن غریبون. تو رضایت بده، ما هم این ور قضیه حواسمون هست، اگه کسی خواست مراسم رو به هم بزنه و تحریم کنه و پشت سر رفیقمون حرف بزنه، نه دیگه دوست و رفیق سرمون میشه، نه دیگه حاضریم کوتاه بیاییم. نه که رفیقباز نیستیم، ولی رفیق اصلی ما مملکته و عشق اصلیمون کشوری که هر روز داره توی لجن و کثافت دیوانگی و بیعقلی فرو میره.
من نمیدونم، شاید هم دلت با ما نیست، شاید میترسی دوباره بگی آره، نه ماه به شکم بکشی آخرش هم یه بچه ناقصالخلقه به دنیا بیاد که نه قیافهاش به ملت ما شبیهه نه به دولت تو، اگه میخوای بگی نه، جون مادرت همین فردا بگو نه، ولی دست ما رو تو پوست گردو نذار. اگه نمیخوای خودت بیای، حالا که همه قبولت دارن، هر چی آدم گنده است جمع کن، برین بشینین توی یک خونهای، دو روز حرف بزنین، آخر کار یکی رو انتخاب کنین که همهمون پاش وایستیم و از شر این زنبابا راحت بشیم. اگه این کار رو بکنی، هم عقل کردین، هم ملت میآن پشت سرتون، گیریم که چهار تا دله دیوونه نیان، بقول شیرازیها باکی نیست. منتهی هر کاری میکنی زودتر، بابا لایت! بابا یواش! تا تو بگی نه، یارو سه دور کره زمین رو دور زده و یه متر دیگه به حجم کثافت مملکت اضافه کرده.
خاتمی جونم! من کاری به هیچ کس ندارم. این نامه رو هم واسه این دارم منتشر میکنم چون میدونم اینجوری زودتر به دستت میرسه، به من باید جواب بدی! من واسهات زندگیمو گذاشتم. میدونم خیلیها این کار رو کردن، ولی من کار خودمو میکنم. به من جواب بده، یا بگو آره و بیا و پاش وایستا و پات وای میستیم، یا بگو نه و به عنوان کسی که همهمون قبولت داریم، با بقیه اونهایی که میخوان مسائل کشور رو توی ایران حل کنن، بشینین یکی رو انتخاب کنین و اون بشه نامزد ائتلاف، ما هم تصمیم شما رو قبول داریم.
گفتم ما تصمیم شما رو قبول داریم، گفتم ما، فکر نکن خودمو جمع بستم که بگم از طرف ملت حرف میزنم، نه حاجی! دیگه اون عادتها توی سر ما یکی که دیگه نیست. خودمو جمع بستم که تنها نباشم. حرف آخرم هم اینه که اگه جواب دادی که دادی، اگه ندادی، دیگه اصلا باهات حرف نمیزنم، توی روت هم نیگاه نمیکنم. مطمئن باش نمیرم سراغ غریبون، منتهی دیگه یادم میره که یه روزی یه محمد خاتمی مشتی باحال داشتیم که میتونست گره کارمون رو واکنه، ولی اینقدر دست دست کرد که موهای سرمون عین دندونامون سفید شد.
مخلص رفیق
ابراهیم نبوی
هشتم مهر 1387
منبع: روز
توضیح: این بیانیه به مناسبت میلاد حضرت امام حسن مجتبی انتشار یافت ولیکن من قصد نداشتم این مطلب را منتشر کنم ولی با توجه به تلاش برای تهیه لیست ۸۸ نفره خراسان شمالی در حمایت از خاتمی حس کردم بد نیست این مطلب که بنده نیز جز امضا کنندگانش بودم را در وبلاگم قرار دهم ،در ضمن از همه عزیزانی که تمایل دارند در آماده سازی ستاد جوانان حامی خاتمی در خراسان شمالی ما را یاری کنند درخواست می کنم از طریق ایمیل با من تماس برقرار کنند .
در آستانه میلاد امام دوم شیعیان ستاد ملی جوانان حامی خاتمی با انتشار بیانیه ای به امضای 88 تن از جوانان فعال در حوزه های مختلف سیاسی،هنری، فرهنگی و اجتماعی از سراسر کشور اعلام موجودیت کرد.
در این بیانیه با نقد شرایط موجود، بهترین گزینه برای تشكيل دولتي با مولفههاي اصلاحطلبي سید محمد خاتمی دانسته شده است. موسسان ستادهای جوانان خاتمی در این بیانیه با اشاره به اینکه كشور در بزنگاهي حساس به سر ميبرد كه حضور سيدمحمد خاتمي را اجتناب ناپذیر کرده است ابراز امیدواری کرده اند با آغاز به كار ستادهاي ملي بستري مناسب براي حضور سيدمحمد خاتمي فراهم آید.
این بیانیه ضمن دعوت از همه جوانان علاقه مند به آزادي و توسعه ايران براي پيوستن به اين حركت ملي، از تصمیم خود برای راه اندازی ستادهای استانی و بخشهای مختلف ستاد در تهران و سایر شهرها خبر داده است. متن کامل بیانیه و اسامی امضاء کنندگان به شرح ذیل است.
ديربازي است كه ايرانيان در آرزوي داشتن ايراني آباد و آزاد كمر همت بسته و تلاش خود را وقف بياجر اين آمال داشتهاند كه مگر از رهرو اين طريق صعب، قبايي نو بر تن اين پير كهن سازند. چه بسيار مردان و زنان آزاده نيز كه جان و مال خويش را همواركننده اين مسير سنگلاخ يافته و آن را دريغ نساختد. چه بسیار اميركبيرها، فراهانيها، مدرسها، ستارخانها، مصدقها، بازرگانها و هزاران ديگر از اين دست که هستی خود را در كف اين آرزوي ديرين نهادهاند.
گرچه بيش از يك سده از آرمان پدرانمان در راه اصلاح اين مرز و بوم از طریق مشروعهخواهي و مشروطهسازي قدرت به قيود ميگذرد و هنوز اين خواسته جامه واقعيت به خود نپوشيده است؛ گرچه 30 سال از انقلابي ميگذرد كه پدرانمان با خروش حضرت امام(ره) از براي ساختن جمهوري اسلامي ايران مستقل و آزاد بهپا كردند و به اين آرزو به كمال دست نيافتهاند؛ اما ما جواناني كه ايراني بودنمان را افتخار ميدانيم و هنوز اين كشور را سرشار از ظرفيتها و آرزوهاي دستيافتني ميبينيم، با تاكيد بر ادامه راه آزادمردان و زنان اين مرز و بوم و خطير دانستن شرايط كشور تنها راه پيشروي آينده را سياستورزي مصلحانه ميدانيم.
متاسفانه شرایط امروز کشور، آینده روشنی را برای ایران عزیزمان متصور نمی سازد. مساله هستهيي به لطف فرصتسوزيهاي دولتمردان و سياستبازي دشمنان مردم ايران، با صدور قطعنامههاي متعدد به بحراني بزرگ تبديل شده است. ايجاد محدوديتهاي مختلف براي فعالان سياسي، دانشجويان، دانشآموزان و احزاب، سپردن امور به افراد ظاهربين با سوابق اجرايي مجهول و سوابق تحصيلي مجعول، بيتوجهي به خواستههاي اقشار مختلف از جمله فرهنگيان و برخورد با اعتراضات صنفي آنها پردههاي ديگري است كه ميزان كفايت دولت نهم را در مواجهه با موارد مختلف و در مقايسه با دولتهاي گذشته آشكار ميسازد. گسيل نيروهاي كمتجربه در مديريت امور منطقهيي و تشديد محدوديت براي اقليتهاي قومي و مذهبي خطرات زيادي را متوجه امنيت ملي كشور ساخته و اميد به آينده روشن ايران اسلامي را با مخاطراتي مواجه ساخته است.
تمایل دولت به توزیع مستقیم منابع در شرایطی که درآمد ارزی در سه سال گذشته از کل دوره هشت ساله دولت خاتمی عبور کرده باعث شده تا گرانی فزاینده و تورم بیسابقه در دهه گذشته گریبان شهروندان را بگیرد. همچنین جیره بندی برق و بنزین، کاهش سرمایه گذاری خارجی، بحران اشتغال، گرانی مسکن و ایجاد فضای نامساعد برای بنگاههای اقتصادی، معیشت مردم و آینده جوانان را با مخاطره روبرو ساخته است.
در زمينه فرهنگي و اجتماعي نيز دولت نهم متاسفانه نه فقط موفق به ارتقاي داشتههاي پيشين نشده بلكه بسياري از آنچه جمهوري اسلامي ايران با هزينهيي بسيار موفق به كسب آنها شده بود را نيز به باد داده است. سرگرداني نويسندگان و ناشران سرشناس پشت سد مميزي وزارت ارشاد، حوزه كتاب را دچار ركودي تكاندهنده كرده است و كتابهايي كه پيش از دولت نهم در دولتهاي جمهوري اسلامي مجوز گرفته و در بازار عرضه شده بودند براي تجديد چاپ دچار مشكل شدهاند. تحديد فضاي مطبوعاتي كشور چنان گسترده شده كه اينك ديگر كمتر نشريهيي تاب كار جدي را مييابد، آنچنان كه هيات محترم نظارت بر مطبوعات بدون هيچ درنگي و بسيار آسان احكام لغو امتياز و توقيف نشریات را صادر كرده و طي سه سال گذشته تنها به نزديكان دولت امتياز روزنامه سياسي اعطا كرده است.
با ابزاري به نام فيلترينگ تقريباً هر صداي منتقد غيرهمسو با دولت نهم خاموش شده است. كوشش براي دولتي كردن سينما و تلاش براي تكرار تجربههايي كه در سالهاي بسيار ناكارآمدی خود را نشان داده مهمترين رويكرد دولت نهم در حوزه سينما بوده كه اعتراض گروهي سينماگران بسياري را به همراه داشته است.
پيدا شدن خيل عظيم گروههای موسیقی زيرزميني نيز محصول رويكرد سختگيرانه و اجراي محدوديتهايي است كه در عمل سبب شده مجوزهاي بسياري داده نشود و كنسرتها نيز در محاق تعطيلي بروند.
سوء استفاده سیاسی از ورزش و سپردن امور به افراد غيرمتخصص منجر به ایجاد تهدید برای تعليق فوتبال ايران از سوي فيفا و به علاوه ناكامي بزرگ ورزشكارهاي ايراني در المپيك شده است.
درنتیجه سیاستهای ناکارآمد دولت، روح سرزندگي و نشاط از حوزه عمومي رخت بر بسته و جوان ايراني اميد و انرژي لازم را براي نيل به فرداي بهتر از دست داده است.
دولت نيز به جاي پاسخگويي به ايرادات و استفاده از نظر كارشناسان و افراد مجرب برای اصلاح روند امور، در ابعادي وسيع عزم خود را براي محدود كردن رسانهها و انسداد فضاي نقد در كشور جزم كرده است .
در این شرایط ما جوانان ايراني با دغدغه آيندهيي كه اينك قسمت اعظمي از آن را از دسترفته ميبينيم تنها راه برونرفت از وضع موجود را سياستورزي و مقابله با اين جريان و تشكيل دولتي با مولفههاي اصلاحطلبي ميدانيم و با تحليل شرايط امروز و گزينههاي پيش رو «سيدمحمد خاتمي» را بهترین گزينه ممكن براي اين امر ميدانيم. اين دغدغه را نيز نه از سر درخواست و خواهش بيان ميكنيم كه اعتقاد كامل داريم با توجه به شرايط بحراني كنوني، كشور در بزنگاهي حساس به سر ميبرد كه «سيدمحمد خاتمي» بايد رسالتي تاريخي را كه آينده ايران بدان وابسته است بر دوش كشد. با توجه به اين امر به نظر ما «سيدمحمد خاتمي» نميتواند كه نيايد و حضور وی در انتخابات سال آینده اجتناب ناپذیر است.
از اين رو در سالروز ميلاد باسعادت جد بزرگوارش،امام صلح و رحمت، حضرت حسنابنعلي (ع) ما 88 جوان اصلاحطلب از سراسر ایران که سال 88 را سالی سرنوشتساز میدانیم، به نمایندگی از تمامی جوانان خواستار نجات کشور برآنيم تا با اعلام آغاز به كار ستادهاي ملي بستري مناسب را براي حضور سيدمحمد خاتمي فراهم آوريم؛ ستادهايي كه محلي براي بيان ايدهها، ديدگاهها و دغدغههاي نسلي خواهند بود كه آينده ايران را از آن خود ميداند.
ضمن دعوت از همه جوانان علاقه مند به آزادي و توسعه ايران براي پيوستن به اين حركت ملي، مصمم هستیم با کمک گروههای مختلف طي هفته هاي آتي آغاز به کار ستادهای استانی و بخشهای مختلف ستاد را در تهران و سایر شهرها اعلام نمائیم.
موسسین ستادهای ملی جوانان حامی خاتمی
1- پگاه آهنگرانی (تهران)
2- سمانه ابولپور (شیراز)
3-هوتن ابولفتحی (تهران)
4-جمال الدین ارجمند (یاسوج)
5-صادق اصغری (قائمشهر)
6- مهدی افروزمنش (تهران)
7-علی اکبری (گچساران)
8-حمید باراک زایی (ایرانشهر)
9- سرگه بارسقیان (تهران)
10-رضا باوفا (زاهدان)
11-سیده زینب بحرینی (شیراز)
12-علی بختیاری (ایلام)
13-محمد براهویی نژاد (زاهدان)
14-قادر برجی (اردبیل)
15-عماد بهاور (تهران)
16- بهراد بهشتی (اصفهان)
17-داوود پاک طینت (تفت)
18-شهاب پورقاسمی (تهران)
19-امیر پورموسی (مرند)
20- شهمیرزاد پهلوانی (تبریز)
21-رویا جهانگیری (بندرعباس)
22-رامین حبیبی (شهرکرد)
23-بابک حقیقیراد (تهران)
24-محبوبه حقیقی (تهران)
25- علی خاری (گرگان)
26-مجید خرمی (بجنورد)
27-پیمان خواجوی (کرمانشاه)
28-حامد خوانساری (اراک)
29-علی دارایی (ایلام)
30- محمدصادق دالوندی (اراک)
31-رضا دهپور (ماهشهر)
32-محمد راجی اردکانی (اردکان)
33-حسین رحمانیان (اهواز)
34-سید سعید رئوفی (ساوه)
35-شاپور رشنو (اندیمشک)
36-داوود روشنی (ارومیه)
37-جواد رنجبر (تبریز)
38-محمدرضا زارع (همدان)
39-سجاد سالک (تهران)
40-رضا سالیانی (یزد)
41-علی سحرخیز (رشت)
42- بهروز شجاعی (اصفهان)
43-رضا شریفی (تهران)
44-عرفان شریفی (سقز)
45-فرشاد شریفی (رشت)
46-حسین شمس (یزد)
47-امیرحسین شمشادی (تهران)
48-روح الله شهسوار (مشهد)
49-محمد شیبانی (یزد)
50-علی شیرکانی (بوشهر)
51-مهدی صادقی (خرم آباد)
52-حجت صالحی (کرمان)
53-صادق صدقگو (کاشان)
54-سید شهاب الدین طباطبایی (تهران)
55-عطا طهرانچی (تهران)
56-علی عظیمی (قزوین)
57-ابوذر علوی (بهشهر)
58-حمزه غالبی (تهران)
59-آرش غفوری (تهران)
60-حامد فاضلی (کرمانشاه)
61-مجید فراهانی (تهران)
62-محمودرضا فرخیان (دزفول)
63-سعید فکوری (بیرجند)
64-رضا فلاح (بافق)
65-علیرضا فلاحتی (بابل)
66- کوروش قادری (سنندج)
67- پیمان قاسم زاده (لاهیجان)
68- احسان قاسمی (ساری)
69-صفیه قره باغی (زنجان)
70-مسعود کلاهی (سمنان)
71-عباس کوشا (قم)
72-محمد کیهانی (اصفهان)
73-سیدحمید متقی (تهران)
74-مهدی محسنی (اهواز)
75-حسام محمدزهی (بوشهر)
76-حنیف مزروعی (تهران)
77- محسن مصطفیپور (کرج)
78-علی منصوری (آبادان)
79-سید امیرحسین مهدوی (تهران)
80- کیوان مهرگان (تهران)
81-حمید میربزرگ (زاهدان)
82-مهدیه السادات میرناصری (قزوین)
83-سعید نادری (اراک)
84-مرتضی ناعمه (تهران)
85-سعید نورمحمدی (تهران)
86-سیداحسان واعظ جلالی (آمل)
87- محمدرضا یزدانپناه (تهران)
88- مهدی یزدانی خرم (تهران)

«بار دگر برخيز!» اولين ترانه «پويش (كمپين) دعوت از خاتمي» با نام «بار دگر برخيز» ساخته شد و برای دانلود بر روی اینترنت قرار گرفت.
به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از موج سوم، اين ترانه بر روي شعر «بار دگر برخيز!» (سروده «هادي زينتي») و با صداي حماسي خواننده جوان و خوشآتيه كشورمان - «پيام حصيري» - به طور اختصاصي براي «پويش دعوت از خاتمي» ساخته شدهاست.
از طريق این لينك ميتوانيد اين ترانه را دانلود كنيد.
مشخصات ترانه «بار دگر برخيز!» از اين قرار است:
ترانهسرا: هادي زينتي
خواننده: پيام حصيري
آهنگساز: پيام حصيري
تنظيم: كامران توتونچيان

در روزهای اخیر شایعاتی به گوش می رسد مبنی بر اینکه محمد حسین جهانبخش استاندار خراسان شمالی در پست مهمی که عده ای آن را معاونت سیاسی وزارت کشور می دانند مشغول به کار خواهد شد . این شایعه از آنجا نشات گرفته که در مجامع خصوصی در تهران نام وی بر سر زبان ها افتاده است. محمد حسین جهانبخش در سازمان فنی و حرفه ای زمانی که کردان رییس سازمان در کشور بود به عنوان مدیر کل در خراسان رضوی خدمت می کرد و پیش از آن در دوره ای که آقای وزیر معاون اداری و مالی صدا و سیما بود جهانبخش به عنوان قائم مقام صدا و سیمای خراسان بزرگ فعالیت می کرد و رفاقت این دو نفر به سالها قبل بر می گردد. اما در کنار این دو مسئله به مسایل دیگری نیز پیرامون این موضوع بایستی پرداخت . موضوع اصلی از این قرار است که ظاهرا آقای جهانبخش در حاشیه معارفه فرماندار جدید فاروج در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آقای ثروتی نماینده بجنورد در مجلس گفته اند پروژه های سفر رییس جمهوری پیشرفت آنچنانی نداشته است گفته که آقای ثروتی ظاهرا کور هستند و نمی بینند. خبرنگار فارس در خراسان شمالی نیز این خبر را روی بخش ویژه خبرگزاری فارس قرار می دهد .آقای ثروتی نیز پس از مشاهده این آن را به تعداد ۲۹۰ نسخه تکثیر و بین نمایندگان توزیع می کند. از این موضوع که بگذریم بحث تخریب برخی منازل در منطقه احمد آباد که ظاهرا خبرش به نهاد ریاست جمهوری و شخص احمدی نژاد رسیده نیز مطلب دیگری است که در ادامه رشد آقای جهانبخش خلل ایجاد خواهد کرد ظاهرا پرزیدنت احمدی نژاد بسیار از این موضوع ناراحت و عصبانی شده اند . در هر حال بایستی روزهای بعد منتظر باشیم و ببینیم که آقای وزیر که این روزها بحث مدرک تحصیلی اش سوژه روز می باشد و هیچ کس قبول دار نمی شود که وی مدرکی از دانشگاه گرفته است پیرامون استاندار محبوبش (محمد حسین جهانبخش) چه تصمیمی می گیرد
| یکی از مراجع عظام تقلید قم گفت: مسئولان باید برای رفع مشکلات کشور به جای سخنرانی در عمل هم کوشا باشند. | |
| به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیتالله ناصر مکارمشیرازی صبح امروز در خطبههای نمازعید سعید فطر در مدرسه امیرالمومنین (ع) قم با اشاره به برخی سخنرانیها در کشور گفت: حل مشکلات کشور در گرو عمل کردن است و این مشکلات با ارائه آمار و سخنرانی حل نخواهد شد. وی با اشاره به پیشرفت برخی کشورها گفت: اگر امروز شاهد هستیم که برخی از کشورهای خارجی بازارهای دنیا را به تسخیر خود در آوردهاند به دلیل این است که به جای سخن گفتن، همواره عمل کردهاند و این مسئله باعث موفقیت آنان شده که ما نیز باید به آن توجه داشته باشیم. این مرجع تقلید به مشکلات داخلی کشور اشاره کرد و گفت: برای اینکه بتوانیم این مشکلات را رفع نماییم نیاز به یک وحدت و عظم ملی داریم که باید در کشور حاکم شود. آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به تهدیدات دشمنان و برخی مسائل مانند تورم، مفاسد و... گفت: ما میتوانیم با اتحاد در برابر این تهدیدات همانند گذشته ایستادگی کنیم و از این رو همگان در این زمینه مسئول هستیم. وی در ادامه به گسترش اعتیاد در کشور و به ویژه نسل جوان اشاره کرد و اظهارداشت: این امر موجب افول جامعه خواهد شد که باید به آن توجه کنیم. وی افزود: چه بسا تمدنهای بسیاری که در گذشته اسیر این آسیبها شدند و به افول رفتند. آیت الله مکارم شیرازی در بخش پایانی سخنان خود به موضوع تقوا اشاره کرد و گفت: باید تقوا در همه امور مسلمین قابل مشاهده باشد. وی افزود: با تقوا میتوان تمامی هجمههای دشمن را نقش برآب کرد و در برابر آنها ایستادگی نمود. |
|
|
وبلاگ خبری بجنورد نیوز که توسط دوست خوبم علی قلی زاده اداره می شود در اقدامی دوستانه وبلاگم را معرفی کرده است . خواستم از این طریق از ایشان سپاسگزاری کنم البته یک اشتباه کوچک رخ داده و آن اینکه به اشتباه مرا به عنوان سردبیر هفته نامه آوای اترک معرفی کرده اند. گرچه شاگردی در محضر استادی همچون آقای ناصر آملی که امروز مدیریت آوای اترک را در مشهد به عهده دارند افتخار بزرگی است ولیکن بنده سردبیر نشریه سیاحت شرق در خراسان شمالی هستم .در همین جا جا دارد به همکاران آوای اترک نیز به خاطر حرکت سریع به سمت حرفه ای شدن تبریک بگویم
میراث فرهنگی همچنان بدون ...
این یادداشت جهت درج در شماره ۱۴ نشریه سیاحت شرق نگاشته شده است:
بیش از دو ماه از انتصاب رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان شمالی به عنوان ریاست آن سازمان در خراسان رضوی می گذرد و هنوز این سازمان بدون رئیس و حتی سرپرست به کار خویش ادامه می دهد .
روز جهانگردی نیز فرا رسید و متولیان امر در خراسان شمالی هیچ برنامه ای برای این روز در نظر نگرفتند . عدم ثبات مدیریت مقوله ای است که متأسفانه در خیلی از نقاط در خراسان شمالی و حتی بعضی سازمان های کشورمان دیده می شود . ولیکن بایستی اندیشید که عدم حضور متولی چه ضربه هایی به استان خواهد زد .
یادمان نمی رود چندی پیش در هنگامی که درختی سیصد و هفتاد ساله را برای تاسیس یک بزرگراه در مسیر باباامان قطع کردند هیچ متولی نبود که از این درخت که ثبت ملی شده است دفاع نماید شاید اگر چنین می بود اتفاقی دیگر می افتاد .
بحث گردشگری می تواند یک منبع درآمد خیلی خوب برای خراسان شمالی باشد . طبیعت بکر این استان می تواند محلی برای رفت و آمد گردشگران داخلی و خارجی باشد ولیکن اندک تلاشی برای این امر صورت نمی گیرد .
نمی خواهم در این یادداشت کوتاه بگویم نبود متولی در این چند ماه باعث تمام این مشکلات است ولیکن بایستی گفت برنامه اساسی ریختن برای این طرح ها نیاز به مدیران دارای برنامه و با ثبات دارد .
امید است مسئولین امر کمی بیشتر بیاندیشید .
امروز در ویژه نامه خراسان شمالی مطلبی به عنوان جوابیه به سخنان رییس هیات بسکتبال خراسان شمالی جناب آقای جودت از سوی روابط عمومی شهرداری بجنورد درج شده بود در این مطلب اشاره شده بود به سخنان آقای جودت که گفته بود سال قبل معاون وقت فرهنگی شهرداری تیم را حمایت کرد و قول همکاری برای سال جاری را داد ولیکن امسال شهرداری حمایت نمی کند و می گوید اصلا مصوبه ای در این موضوع وجود ندارد و شهرداری در پاسخ گفته است که مصوبه ای در این موضوع نداشته است و سال قبل نیز در شرایط بد مالی حمایت کرده اند. از روزی که این مصاحبه در خراسان درج شد تا امروز روایت های مختلف از این مطلب شده است و افراد برداشت های خودشان را داشته اند به گونه ای که عده ای تقصیر را از جانب من حقیر که در آن زمان معاون فرهنگی بوده ام دانسته اند و عده ای نیز بر عکس مرا تایید نموده اند و تقصیر را از جانب مدیران فعلی دانسته اند . اما نظر من. سال قبل هنوز یک ماهی از حضور من به عنوان معاون فرهنگی نمی گذشت که حضور قشرهای مختلف از هنرمندان گرفته تا ورزشکاران روز به روز در دفتر کارم افزون می شد و من مواجه می شدم با نیاز هایی که رفع همه آنها را وظیفه خویش می دانستم از سویی می دانستم هرگز نخواهم توانست حل همه آنها را در دستور کار قرار دهم. اما انصافا تلاشم را برای حل موضوعات انجام می دادم . در مورد بحث بسکتبال نیز به صورت خاص اگر اشتباه نکنم در مراسم جشن عید فطر که از سوی شهرداری برگزار می گردید جمعی از بازیکنان و مربی تیم بسکتبال بانوان به من مراجعه کردند و خواستار حمایت شهرداری از این تیم شدند .قطعا در آن لحظه نمی توانستم پاسخ روشنی برای این جمع داشته یاشم لذا قضیه را موکول کردم به جلسه ای در دفتر کارم. پس از آنروز جلسه ای در دفترم من با حضور مربی این تیم و مسئول تربیت بدنی شهرداری تشکیل دادیم و قضیه را بررسی کردیم . مربی تیم به طور مفصل مشکلات موجود در تیم را تشریح کرد و گفت: اگر شهرداری یا نهاد مشابه ای به داد تیم نرسد عملا سهمیه تیم در لیگ دسته اول کشور به باد می رود .برآورد هزینه ایشان مبلغی بود در حد دو میلیون تومان اما اعتبار موجود در دست من به سیصد هزار تومان نیز برای این موضوع نمی رسید. پاسخ را به زمان دیگری موکول کردم و پس از چند روزی اندیشه پیشنهاد کردم که ما تیم را به عنوان تیم شهرداری بپذیریم و میزبانی مسابقات را نیز به عهده بگیریم علت نیز آن بود که با استفاده از امکانات موجود و کمی مدیریت مطمئن بودم که با کمی صرفه جویی می توان با رقمی نزدیک به سیصد هزار تومان میزبانی مسابقات رابه بهترین شکل انجام داد و ماجرا را به پایان برد و باقی را نیز از امکانات تامین کرد تا هزینه ریالی در پی نداشته باشد . در خواست من پذیرفته شد و مراحل ثبت تیم به نام شهرداری بجنورد در فدراسیون به انجام رسید در نهایت علیرغم نتیجه گیری ضعیف تیم در مسابقات که شاید علت آن هم عدم آماده سازی مناسب قبل از بازی ها بود این بازی ها با ۲۵۰ هزارتومان هزینه پایان یافت گرچه بعد از آن به خاطر همین میزان هزینه نیز از سوی عده ای در شهرداری مورد انتقاد قرار گرفتم ولیکن موضوع پایان یافت بعد از آن قرار بر این شد که برای سال جدید مبلغی در حدود ۷ میلیون تومان برای این تیم هزینه شود تا به صورت قوی در بازیها حاضر شود که من موضوع را با مسئولان امر در شهرداری در میان گذاردم که ایشان گفتند که در بودجه سال جدید به صورت کلی مبلغ را می گنجانیم و نیازی به مصوبه جدا نمی باشد بنده نیز در بودجه پیشنهادی معاونت در ذیل برنامه های ورزشی مجددا حمایت از تیم های ورزشی در بحث قهرمانی را ذکر کردم البته شایان ذکر است که من مسئول محترم هیات بسکتبال را حتی تا یک ماه بعد از آن بازیها ندیدم تا ایشان پیگیر موضوع باشندو بعد از یک جلسه ۲۰ دقیقه ای پس از یکماه نیز دیگر تا پایان حضورم در شهرداری وی را زیارت نکردم تا کسی پیگیر موضوع باشد امروز نیز واقعا علت عدم حمایت از این تیم در شهرداری را نمی دانم امیدوارم به این موضوع و حمایت از این تیم سلیقه ای نگاه نشده باشد
روز جهانی گردشگری نیز فرارسید در حالیکه در خراسان شمالی هیچ خبری نبود نه سازمان میراث فرهنگی رییس درد و نه سرپرست فکر می کنم تا زمانی که این رییس منصوب شود سازمان به زیر مجموعه وزارت ارشاد پیوسته است امیدوارم مسئولین فکری به حال این وضع کنند
داشتم در مورد وضعیتم در معاونت فرهنگی شهرداری بجنورد و آغاز اولین مدیریت دولتی ام می گفتم یادش بخیر یکسال قبل در این روزها.
گفتم که به عنوان جوانترین فرد در مجموعه شهرداری راهی بس دشوار را داشتم در برخی نگاه ها حس می کردم که به من نهیب می زنند ای غیر بومی چه می خواهی برای فرهنگ ما بکنی؟
غیر بومی کلمه ای که بارها تاکنون شنیده ام و به شنیدنش عادت کرده ام برایم مهم نیست غیر بومی خطابم کنند خود به خوبی می دانم که دیگران چه می اندیشند اما برایم مهم اینست که امروز تصمیم دارم بجنورد را به عنوان شهر خود بر گزینم و خود خویش را بومی شده ای می دانم که بجنورد و زیبایی هایش فریفته اش و قصد جدایی از آن ندارد بالاخره دیگران نیز بایستی مرا بپذیرند
از معاونت می گفتم برای اولین بار به همرا آقای محمد موفق ، سرکار خانم دوست زاده و راننده با وفای معاونت آقای شجاعی و البته یار غارم جواد صمدی راهی ساختمان خانه فرهنگ شهرداری شدیم قبلا عکس های آن را بر روی اینترنت دیده بودم و زیبایی هایش را .
به خوبی می دانستم که خانه فرهنگ پیش از انقلاب محل رفت و آمد سیاسیون در منزل نماینده بجنورد در مجلس ملی بوده است . می دانستم به مکانی می خواهم پا بگذارم که دیوارهایش خاطرات بسیاری را با خود به همراه دارد .
این ساختمان محمد رضا پهلوی را به همراه ثریا و البته فرح هر دو دیده است . شاهزاده غلامرضا نیز در آن سکنی گزیده است . از سوی دیگر آن طور که می گویند آیت الله خامنه ای نیز شبی را در این ساختمان سپری کرده اند... کمیته انقلاب نیز در آن مستقر بوده است و...
تا به امروز که خانه فرهنگی شده برای آموزش و ترویج فرهنگ.
وارد ساختمان که شدم عظمت و بزرگی تاریخ تکانم داد با خود گفتم مجید می بایستی از مکانی حراست کنی که تاریخ در مورد آن بسیار گفته و نیز خواهد گفت امروز تو نیز جزئی از تاریخ این مکانی و خواهی بود.
بسیار ناراحت بودم که فضای اداری بایستی بخشی البته عمده از این فضا را اشغال کند البته با امید به اینکه به من وعده داده بودند این وضع موقتی است راهی آنجا شده بودم قولی که تحققش ماهها به طول انجامید.
کارکنان با روی خوش از من استقبال کردند ظاهرا یک ماهی منتظر این روز بودند گرچه نمی دانستم که این انتظار از سر اشتیاق است یا اجبار گرچه گذر زمان همه چیز را برای من آشکار ساخت ...
امروز یکسال از حضور من در خراسان شمالی می گذرد یکسال پر از التهاب و هیاهو و البته خاطرات شیرین و تلخ.
روز یک مهر ماه سال ۸۶ که به عنوان معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری بجنورد کار را آغاز نمودم هرگز نمی اندیشیدم که سیر تحولات یکسال بعد مرا به سمت علاقه همیشگی ام یعنی روزنامه نگاری آن هم در خراسان شمالی دوباره سوق دهد . از ۱۴ سالگی که اولین خبرم را برای هفته نامه حیدر تربت حیدریه تهیه کردم تا امروز همیشه آرزوی بزرگم راه اندازی یک روزنامه قوی بین المللی بوده است که همواره از خدا خواسته ام این توانایی را به من بدهد تا روزی آن را راه اندازی کنم . ولی اینک تمام تلاشم توسعه نشریه سیاحت شرق خراسان شمالی است می خواهم با توکل بر خدا وتلاش خویش و همت همکارانم در آغاز سال ۸۸ اولین روزنامه محلی خراسان شمالی را راه اندازی نمایم .
اما از موضوع اول کمی دور شدم مردادماه بود که برای اولین بار آقای مهندس ریاحی شهردار بجنورد که به تازگی منصوب شده بود از من خواست تا در بجنورد به عنوان معاون فرهنگی در شهرداری خدمت کنم از همان ابتدا می دانستم که حضورم با سن و سال پایینی که داشتم به عنوان یک مدیر غیر بومی مخالفت های زیادی را بر خواهد داشت ساعتها در مورد این مسئله فکر کردم . دودل بودم در نهایت به قرآن پناه آوردم از روحانی سرشناس و مردمی تربت حیدریه حاج آقا ربانی خواستم برایم استخاره کند استخاره خوب آمد ولی از ایشان خواستم تا سه بار برایم استخاره کند هر سه بار خوب آمد حاج آقا از من پرسید موضوع چیست که هنوزم مرددی . قضیه را توضیح دادم حاجی لبخندی زد و گفت برو پسرم ولی با نیت خدمت به مردم برو. بعد از آن بود که برای اولین بار در عمرم راهی بجنورد شدم و یک روزی را برای طی مراحل اولیه گزینشی در بجنورد سپری کردم. به علت سوابق سیاسی درخشانم !!!! یک ماهی کار تایید من به طول انجامید و این مدت فرصت خوبی بود برای مطالعه در مورد فرهنگ مردمان خراسان شمالی به خصوص بجنوردی ها. هر روز ساعتها وقتم را با استفده از اینترنت به این امر می گذراندم و هر روز از روز قبل نسبت به این خطه علاقمندتر می شدم از آداب و رسوم ترکمن ها گرفته تا کردها و ترکهای با معرفت منطقه همه را خواندم و پس آن با انجام شدن مراحل تایید سی شهریور دو روز قبل از آغاز به کار رسمی ام برای آشنایی با محیط راهی بجنورد شدم. در طی این دوروز در تاکسی ها می نشستم و با راننده تاکسی ها و مسافران هم صحبت می شدم از شهرداری و کارکنانش از نگاه مردم نسبت به ایشان و... پرسیدم تا از نزدیک نگاه مردم را بدانم و هر چه ساعتها سپری می شدم با سختی کارم بیشتر آشنا می شدم و به نیکی می دانستم که همیشه حق با مردم است و قطعا صحبت های ایشان صحیح می باشد بگذریم از شرح صحبتهای ایشان .
روز اول مهر روز جالبی بود همزمان با آغاز مدارس . مدارس محلی که کارهای زیادی بایستی در آنجا ساماندهی می کردم . روز اول از پرسنلم خواستم تا همه با هم در جهت رسیدن به اهداف معاونت تلاش کنیم . راستش همه پرسنل حداقل چند سالی از من بزرگتر بودند و من از همه کم سن و سال تر، دوستان می گفتند جوانترین کارمند شهرداری هستم و معاون شهردار.
داستان من در معاونت طولانی است و قصد دارم حداقل چندروزی به این مبحث بپردازم لذا باقی صحبتها را به روز دیگری می سپارم